ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

139

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

مهجع عكّى ، مولاى عمر و يكى از نخستين صحابه ، كشته شد . « 1 » عثمان ظاهرا اميدوار بود كه با انتصاب يكى از افراد سرشناس مخزومى به جاى هم پيمان بنى اميه ، قدرت خود را در مكّه حفظ كند . امّا به ابن عباس گفت كه مىترسد مردم مكه ، به پيروى از شورش مدنيان ، به مقاومت عليه خالد برخيزند و بدين ترتيب او مجبور شود در خانه خدا با آنان بجنگد . عثمان گفت شايد خالد سرپرستى حج را به عهده نگيرد ، لذا ابن عباس را به اين كار گماشت . « 2 » چون ابن عباس دستورات عثمان را به خالد ابلاغ كرد ، وى ، چنان كه انتظار مىرفت ، از پذيرفتن رهبرى حج و خواندن پيام عثمان به حاجيان سرباز زد . خالد با اشاره خشونت زشت مردم نسبت به خليفه ، ابن عباس را ، كه پسر عموى كسى بود كه احتمال داشت حكومت به دست او بيفتد ، ترغيب كرد تا رهبرى حج را به دست گيرد . « 3 » اين روايت ، افول كامل اقتدار عثمان را در بين قرشيان مكّه آشكار مىسازد . نارضايى و ناآرامى به چند ولايت مفتوح منحصر نبود ، بلكه شهرهاى مقدس حجاز را نيز در برگرفته بود . از بين انتخاب‌كنندگان ، صريحترين و فعالترين فرد مخالف ، طلحه از طايفه تيم بود . طلحه كه شخصى بسيار جاه‌طلب بود ، هر چند رسما عضو شوراى منتخب شمرده مىشد امّا در انتخاب عثمان حضور نداشت . هنگامى كه به مدينه آمد نارضايى خود را از اين انتخاب آشكار ساخت . روايت كرده‌اند كه او ابتدا در خانه ماند و گفت : من كسى نيستم كه بتوان نظرش را ناديده گرفت . » ( مثلي لا يفتات عليه ) . عبد الرحمن بن عوف به ديدار او رفت و ملتمسانه از او خواست كه به خاطر اسلام صفوف را نشكند . « 4 » هنگامى كه طلحه به ديدن عثمان رفت از او پرسيد اگر من نتيجهء انتخاب را نپذيرم آيا حاضرى انتخاب ديگرى انجام گيرد . عثمان به او اطمينان داد كه موافقت خواهد كرد و طلحه هم با

--> ( 1 ) تاريخ اسلام ، ج 1 ، ص 510 - 512 . ( 2 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3039 - 3040 . دو روايت از ابن عباس كه در آنجا نقل شده دربارهء دستورات عثمان به او تفاوتهاى اندكى دارند ، اما مىتوان آنها را به خوبى با هم آشتى داد . ( 3 ) همان ، 3039 . ( 4 ) بلاذرى ، انساب ، ص 19 - 20 . روايت شده كه طلحه و عثمان ، حتى در دورهء خلافت عمر هم ، با يكديگر كشمكش داشتند و به يكديگر ناسزا مىگفتند ( ابن شبّه ، تاريخ مدينه ، ص 33 - 34 ) .