ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
131
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
جا از او رضايت داشتند . عثمان در نامهاى كه در اوّل ذى حجهء سال سى و پنج هجرى ، همزمان با آغاز محاصرهء نهايى قصر خود از سوى شورشيان ، به اهل شام نوشت و نيز در پيام بسيار مشابه ديگرى به حاجيان ، كه عبد اللّه بن عباس در هفتم ذى حجه آن را بر آنان قرائت كرد ، به اين نكته اشاره كرده است . عثمان تصريح كرد كه او با اين درخواست موافقت كرده بود امّا بعد از آن عمرو به او تهاجم كرده و از حق گشته است . « 1 » تهاجم عمرو ، كه عثمان احتمالا بدان اشاره مىكرد ، اندكى پس از آن روى داد كه شورشيان مصرى ، با دريافت وعدهء اين كه خليفه به تمام شكايات آنان توجّه خواهد كرد ، ذى خشب را ترك كردند . وقتى عثمان ، به اصرار مروان ، در مسجد مدينه اعلام كرد كه : « جمع مصريان دربارهء پيشواى خويش چيزى شنيده بودند و چون به يقين دانستند كه آنچه شنيده بودند نادرست بود سوى ديارشان بازرفتند » ، عمرو بن عاص از گوشه مسجد بانگ زد : « اى عثمان از خدا بترس كه به گردابها پا گذاشتى ( ركبت نهابير ) و ما هم با تو همراه شديم . توبه كن كه ما نيز توبه كنيم » عثمان بانگ زد : « اى پسر نابغه « 2 » تو
--> ( 1 ) طبرى ، ج 1 ، ص 3043 ؛ ابن عساكر ، عثمان ، ص 377 . در نامه به اهل شام ذكر نشده كه سپاهيان مصرى از عمرو رضايت داشتهاند . عثمان در نامههاى خود نام شخص عايشه را نبرده امّا متذكر شده كه با مادران مؤمنان ديدار كرده است . اين امر تا اندازهاى به خاطر رعايت ادب و تا اندازهاى نيز ناشى از آن بود كه ، چنان كه خواهيم ديد ، نامههايى كه مسلمانان ولايات را عليه عثمان فرا مىخواند ، به نام مادران مؤمنان فرستاده مىشد . اما آشكار است كه عايشه نقش اصلى را داشت و عموم مردم نيز به اين موضوع آگاه بودند . از ديگر زنان محمد صلّى اللّه عليه و آله تنها ام سلمه بود كه مىدانيم دخالت بسيار اندكى داشت . اين دو نامه عثمان كاملا موثق هستند و به صورت مستقل حفظ شدهاند . نامه به شاميان كه كاتب عثمان ، انيس بن ابى فاطمه ، آن را نوشته توسط اسماعيل بن عبيد اللّه بن ابى مهاجر ، مولاى مخزوميان ، كه معلم پسران خليفه عبد الملك و والى مغرب در زمان عمر بن عبد العزيز بود ، نقل شده است . او در زمان حكومت معاويه زاده شد ( ابن حجر ، تهذيب ، ج 1 ، ص 317 - 318 ) و احتمالا يا نسخهاى از اين نامه در خانواده آنان نگهدارى مىشده يا به بايگانى اسناد قصر دسترسى داشته است . بديهى است ابن عباس ، كه نامه به حاجيان را قرائت كرد ، آن را نزد خود نگه داشت و شاگردش عكرمه آن را نقل كرد ( طبرى ، ج 1 ، ص 3040 ) . اين نامه را محمد بن اسحاق از على بن حسين نقل كرده است ( ابن شبه ، تاريخ مدينه ، ص 1162 - 1166 ) . انيس بن ابى فاطمه به احتمال زياد برادر معيقيب بن ابى فاطمه دوسى ازدى ، هم پيمان بنى عبد شمس بود ( ابن سعد ، طبقات ، ج 4 / 1 ، ص 86 - 87 ) . معيقيب در زمان عمر مدتى متصدى بيت المال بود و در زمان عثمان مهردار او بود و در زمان خلافت وى درگذشت ( ابن حجر ، اصابه ، ج 6 ، ص 130 ) . احتمالا انيس جانشين او در اين مقام شد . ( 2 ) نابغه به مادر عمرو اشاره دارد كه كنيز مردى بود از قبيله عنزه و عبد اللّه بن جدعان تيمى قرشى او را در بازار عكاظ خريد . او روسپى بود . عبد اللّه بن جدعان بعد او را آزاد كرد ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 6 ، 283 ) .