ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )

104

جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )

هم ، حد اكثر ، پشتيبانى ضعيفى از على انجام مىداد . آنچه بيش از همه چربيدن آرا به سود عثمان را نشان مىداد آن بود كه زبير ، پسر عمّهء على عليه السّلام ، كه پس از وفات پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از وى طرفدارى كرده بود اكنون طرف عثمان را گرفت . بدين ترتيب ، عبد الرحمن امكان آن را داشت كه به نفع عثمان تصميم‌گيرى كند . امّا وى تصميم خود را تنها در جلسه‌اى در مسجد و با حضور هر دو نامزد اعلام كرد و بدين گونه ، بازنده ، يعنى على عليه السّلام ، را تحت فشار شديدى قرار داد تا بلافاصله بيعت كند . على عليه السّلام با اكراه به اين كار تن داد . گرچه احتمالا عمر نگران بود كه ممكن است على عليه السّلام خليفه شود ، امّا هيچ مدركى دال بر تلاش مستقيم او براى تأثيرگذارى بر روند انتخاب عليه على عليه السّلام وجود ندارد . هشدارهاى او در اواخر عمر در حضور عبد الرحمن بن عوف عليه جاه‌طلبيهاى بنى هاشم كه مىخواهند خلافت را حقّ انحصارى خود بدانند ، يقينا در شكست سخت على عليه السّلام نقش داشت . هر چند عمر ظاهرا اين هشدار را در برابر عموم تكرار نكرد ، امّا بىترديد همگان از آن اطلاع يافتند . اين امر به همراه كشته شدن خليفه در اندك زمانى بعد ، هرگونه سازش بين حاميان خلافت قريش و على عليه السّلام را غير ممكن ساخت ، كه در غير اين صورت شايد امكان آن وجود مىداشت . عبد الرحمن بن عوف كاملا از احساسات عمر آگاه بود . او شايد پاى خود را از ميانه بيرون كشيد تا بتواند رأيى تعيين‌كننده به دست آورد و بدين ترتيب در موقعيتى قرار گيرد كه مانع تحقق آرزوهاى على عليه السّلام شود . امّا به نظر مىرسد كه اين كار به ابتكار خود او انجام گرفته و ترفندى از پيش طراحى شده نبوده كه عمر آن را پيشنهاد كرده باشد . « 1 »

--> ( 1 ) روايت كاملا متفاوتى دربارهء شورا از شعبى ، يكى از نخستين محدثان كوفى ، نقل شده است . به گفته او عمر ترديدى نداشت كه انتخاب بين على عليه السّلام و عثمان خواهد بود . او پيش از مرگ ، سعد بن ابى وقاص را عملا از شورا حذف كرد به اين صورت كه سفارش كرد او دوباره به امارت كوفه گماشته شود . طلحه در شام و از شورا غايب بود . و اما دربارهء چهار تن باقيمانده او دستور داد كه اگر سه نفر از آنها عليه يك نفر توافق كردند ، انتخاب آنان بايد پذيرفته شود . اما اگر آرا شكسته شد ، بايد نظر عبد الرحمن بن عوف را بپذيرند . على عليه السّلام دريافت كه اين كار ترفندى است براى جلوگيرى از خلافت او ، چرا كه عبد الرحمن حتما برادرزنش ، عثمان ، را ترجيح مىداد ( ابن ابى الحديد ، شرح ، ج 9 ، ص 29 - 54 ، به نقل از كتاب الشّورى و مقتل عثمان ، نوشتهء عوانه و كتاب السقيفه تأليف جوهرى ) . بروشنى مىتوان دريافت كه روايت شعبى بر اساس اطلاعات دست اول ناچيزى بازسازى شده است .