ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
101
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
ورزيد . قتل هرمزان و جفينه تنها به اين سبب بود كه عبد الرحمن بن عوف يا عبد الرحمن بن ابى بكر ادعا كرده بودند كه آن دو را با هم ديدهاند در حالى كه سلاح قاتل را در اختيار داشتهاند . زمانى كه عبيد اللّه بازداشت شد تهديد كرد تمام اسيران خارجى مدينه و برخى از مهاجران و انصار را ، كه از آنان نامى نبرد ، خواهد كشت . بعيد نيست كه او بويژه على عليه السّلام را در نظر داشت ، بخصوص با توجّه به اخطار عمر عليه خواستههاى او و طايفهاش . امّا به رغم وجود روايت مربوط به كارد ابو لؤلؤة ، عموما رفتار عبيد اللّه را قتل شمردند نه قصاص مشروع . عثمان او را به اين دليل بخشيد كه ريختن خون او بلافاصله پس از قتل پدرش سخت بيرحمانه بود . على عليه السّلام و ديگران بشدّت عليه بخشش او اعتراض كردند و على تهديد كرد كه اگر در موقعيت مناسبى قرار گيرد حكم قصاص را در بارهء او اجرا خواهد كرد . هيچ شاهدى بر وجود ارتباط بين ابو لؤلؤة و صحابهاى كه كايتانى آنها را متّهم به توطئه قتل عمر مىكند وجود ندارد . اگر سوء ظنى جدى نسبت به تبانى على عليه السّلام با قاتل وجود مىداشت امويان در تبليغات دورهء بعد بىترديد از آن بهرهبردارى مىكردند ، هم چنان كه او را متهم به قتل عثمان كردند . « 1 » كايتانى علاوه بر على عليه السّلام ، و طلحه و زبير ، محمد بن ابى بكر را نيز از جمله توطئهگران مىداند و احتمال مىدهد كه عبّاس و پسرش عبد اللّه نيز در اين كار دست داشتهاند . « 2 » به اعتقاد او احتمالا اينان همان دستهاى بودند كه بعدا در پشت پردهء قتل عثمان قرار داشتند . « 3 » نظريه وجود يك توطئه بين صحابه نخستين براى قتل عمر و عثمان با اين نظر اصلى كايتانى سازگار است كه عمر ، تنها حاكم كارآمد پس از وفات محمد صلّى اللّه عليه و آله ، به اشراف مكّه كاملا ميدان داده بود و در مقابل حسادت
--> حساب بياموزد ( بلاذرى ، انساب ، ج 2 ، ص 294 ) . ( 1 ) كسى از جاحظ دربارهء اتهاماتى سؤال مىكند كه به على عليه السّلام وارد مىسازند مبنى بر اين كه أبو بكر را مسموم كرده ، در قتل عمر به دست ابو لؤلؤة نقش داشته و صراحتا عليه عثمان سخن گفته است . جاحظ بنا به شيوهء معمول خود در پاسخ او نوشت كه رافضيان اين مسائل را به منزلهء فضيلتى براى على عليه السّلام روايت كردهاند ( ابن بكر ، محمد بن يحيى ، التمهيد و البيان فى مقتل الشهيد عثمان ، به كوشش محمود يوسف زايد ، بيروت ، 1963 ، ص 179 - 181 ) . اين ادعا احتمالا چيزى جز افترا بر ضد شيعيان نباشد . به احتمال زياد چنين اتهاماتى را محافل ناشناخته طرفدار امويان ساخته و پرداختهاند نه دستگاههاى تبليغاتى رسمى آنان . ( 2 ) تاريخ اسلام ، ج 5 ، ص 44 . ( 3 ) همان ، ص 42 .