سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

61

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

رحلت كرده است ، ابو بكر برگشت و مرگ آن حضرت را براى مردمى كه دور عمر جمع شده بودند تصديق نمود . در اين مورد ، سه شرح گوناگون داريم . اولين گزارشها اين است كه وقتى ابو بكر در حال خطاب كردن بمردم بود ، مخبرى نزد او آمد و عمر دربارهء ملاقات انصار در سقيفه سخن گفت . سپس ابو بكر و عمر به همراهى كسانى كه گرد آنها بودند با عجله رهسپار سقيفه شدند . اين شرح را بايد بخاطر اينكه نام ابو عبيده بن الجرّاح در هيچ جا در اين روايت تاريخى برعكس ديگر روايات ، ظاهر نمىشود ، رد كرد . درحالىكه ابو عبيده يكى از سه نفر از شخصيتهاى مهمى بود كه در تمام داستان شركت داشت شرح دوم خبر مىدهد كه پس از تأييد رحلت پيامبر به مردم ، ابو بكر و عمر به خانه پيغمبر رفتند و با خويشان آن حضرت كه مشغول تداركات دفن بودند پيوستند . از آن پس دو نفر از آگاهان آمدند و درباره سقيفه به آنان سخن گفتند كه در نتيجه آن سه نفرى - ابو بكر ، عمر و ابو عبيده - به سوى سقيفه دوان شدند . اين عبارت نيز ظاهرا صحيح به نظر نمىرسد زيرا : ( 1 ) اين امر متضمن آن است كه اين سه نفر اصحاب بهم كاملا كشمكش جدى و غالبا ستيزه‌جوئى كه در چند سال گذشته بين مهاجرين و انصار در حال تكوين بوده است و هم از دشوارى اوضاع بىاطلاع باشند ، ( 2 ) با جمله عمر كه على و حاميانش از آنها و از ديگران جدا شدند و در خانه را قفل كردند ، ( 3 ) اين خبر تنها توسط بلاذرى ( ج 1 ، صفحه 581 ) ثبت شده است و آن هم بر اساس اسناد ضعيفى . شرح سوم كه بكرات از طرق همهء مآخذ بجز ابن سعد روايت مىشود ، گزارش مىكند كه ابو بكر بعد از خطاب بمردم در موضوع رحلت پيامبر ، همراه با عمر و ابو عبيده با احتمال زياد ، به خانه ابو عبيده رفتند و در آنجا با هم ملاقات كردند ، تا درباره بحران انتخاب رهبرى كه بخاطر مرگ پيامبر بوجود آمده بود بحث كنند و مطمئنا بايد احساسات غير صميمى انصار را كه براى مدتى پيشرفت كرده بودند در نظر داشت . ( 56 ) در آنجا بود كه شوراى مهاجرين ، بوسيله مخبرى كه با عجله بسوى آنها مىرفت تا بگويد كه انصار چه‌كار كردند ، متفرق شد . با شنيدن آن ، ابو بكر ، عمر و ابو عبيده بسوى سقيفه شتاب كردند تا از پيشامد غير منتظره‌اى جلوگيرى كنند . با بازگشت