سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
44
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
مىگيرد ، ( 3 ) روايت مىكند . شايسته است كه دربارهء اين خبر نكاتى را مد نظر قرار دهيم . اولا ، تمام داستان از كلمات خليفه دوم عمر بن الخطاب و از يكى از خطبههاى جمعه مسجد مدينه نقل مىشود . عمر در برگزارى ظواهر دين مردى سختگير و جدى بود ، در نماز جمعه بايد عده زيادى از مردم شركت كرده باشند و نمايش اين نماز مىبايست انعكاس وسيعى در ميان مهاجرين و انصار در برداشته باشد . بطورى كه پس از آن هيچگونه مطلبى را در اين موضوع نتوان از قول او جعل كرد . ثانيا اين سخنرانى را تقريبا اغلب مورخينى كه پس از ابن اسحاق آمدند ، نظير طبرى و حتى بلاذرى كه اغلب از ديدگاههاى اهل تسنن به مسأله مىنگريستند و خبرها را مطابق نگرش خود بر مىگزيدند گزارش كردهاند . ثالثا ، در اين حقيقت ترديدى نمىتوان داشت كه عمر بن الخطاب خود ، مهمترين نقش را در آن لحظات حساس ايفا نمود . وى كسى بود كه در واقعه سرنوشتساز سقيفه ابتكار عمل را در دست داشت و در واقع او روح محرك در تعيين ابو بكر بود از اين جهت كلمات ذكر شده او خبر متفق القولى است كه از اهميت خاصّ تاريخى برخوردار است . رابعا ابن اسحاق همراه با اين كلمات شروع مىكند : « در رابطه با اين وقايع ( سقيفه ) ، عبد الله بن ابو بكر به من گفت . . . » همين امر بر اين مطلب دلالت دارد كه علاوه بر خبر عمر ، ابن اسحاق از گزارشها و اخبار مفصل ديگران نيز آگاه بود ولى بخاطر رعايت اختصار ، آن جزئى را كه از معتبرترين و در ضمن آن را براى بيان كل واقعه به حد كافى جامع و كامل مىانگاشته ، برگزيده است . اسناد اين روايت نزد ابن اسحاق ، كه تنها بر اساس گفته راويان مدينه قرار دارد ، كوتاه است و در جلو آن فعل يقينى و تماس شخصى ، حدثنى ( به من گفت ) ، قرار گرفته است . در اين اسناد مىخوانيم : « عبد الله بن ابو بكر به من گفت از : 1 - ابن شهاب الزهرى 2 - از عبيد الله بن عبد الله بن عتبه بن مسعود .