سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
356
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
كتاب الرد على المعتزله فى امامه المفضول و چند رساله ديگر است كه احتمالا از ماهيّتى جدلى و بحثانگيز برخوردار است . ( 87 ) از عناوين كتبى كه به دو نسبت مىدهند اين مسأله به ذهن خطور مىكند كه امامت يكى از مباحث عمده ميان متفكّرين شيعى و معتزلى زمان بوده است . كشى مناظرات بحثانگيزى را كه او به طرفدارى از حقانيت امامت امام صادق ( ع ) برگزار كرده است ثبت مىكند و از امام ششم نقل مىكند كه دربارهاش فرمودهاند : « الاحول ، چه در حيات و چه در ممات ، عزيزترين فرد در نزد من است . » ( 88 ) از ميان ديگر پيروان ممتاز امام ششم مىتوان هشام بن سالم الجوالقى را نام برد . وى را در كودكى به صورت برده از جرجان آوردند و مولاى بشير بن مروان شد . او نيز در كوفه زيست و از راه فروش علوفه ( علافى ) امرار معاش مىكرد . هم - چون دوست نزديكش ، الاحول ، وى دائره وسيعى از مريدان را رهبرى مىنمود و نظريات خود را دربارهء همهء مسائل مربوط به ذات و صفات خداوند بيان مىداشت . ( 89 ) ابو محمد هشام بن الحكم ( 90 ) و على بن اسماعيل الميثمى ( 91 ) را مىتوان بزرگترين متفكّران شيعه پيرو امام ششم ناميد . ابن حكم ، ابتدا مريد جهم بن صفوان جبرى بود ولى به آئين تشيّع گرائيد و از فداكارترين پيروان امام شد . بايد در آن زمان جوان بوده باشد زيرا تا زمان امامت حضرت رضا ( ع ) زنده بود و يكى از نزديكترين اصحاب آن حضرت شد . ( 92 ) بررسى نظريات اين پنج متفكّر برجسته دوران امام صادق ( ع ) دربارهء خدا و ديگر مسائل كلامى ، در اينجا سخن را بدرازا خواهد كشاند . موضوعى كه اساسا به بحث ما مربوط مىشود سهمى است كه آنان در آئين امامت داشتند و آن را با اصول اساسى به ماهيتى كلامى پيوستند . حقيقت در خور توجّه اين است كه بسيارى از مسائل ، تعليمات و عقايد آنها درباره امامت تقريبا يكسان است . جوهر آئين امامت آنها اين است كه پيامبر ( ص ) على ( ع ) را با نص و تعيين صريح و آشكار به امامت منصوب كرد و پس از او ، فرزندانش نيز به همان ترتيب به امامت رسيدند .