سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
349
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
كشّى از امام جعفر صادق ( ع ) نقل مىكند كه آن حضرت ، براى نمونه ، از مغيره به دليل اين كه امام پنجم را بد معرفى كرده بود شكايت داشت و اضافه مىكرد تمام غلوّى كه به امام پنجم محمد باقر ( ع ) نسبت دادهاند از مغيره بوده است . ( 49 ) در حقيقت ، امام ششم و همه امامان بعد از او با صراحت غلات را شديدا لعن مىكردند و تعاليم آنها را مردود مىشمردند . با وجود اين ، گروه فعال ديگرى در كوفه مشغول پيشبرد اهداف امام پنجم و ششم بودند كه مهمترين آنها عبارت بودند از مردانى چون جابر بن يزيد الجعفى ، ( 50 ) ابو حمزه الثمالى ، ( 51 ) و معده بن فره النحوى ، ( 52 ) اينان تنها گاهگاهى به زيارت امامان در مدينه نائل مىشدند و از اطمينان و قوت قلب ايشان برخوردار مىگشتند و با غلات كوفه هم رابطه داشتند . اينان از سوى امامان در منازعات آئينى با غلات بحث مىكردند و عليه دعاوى افراطى غلات دربارهء ماهيّت و وظيفه امام تبليغ مىنمودند . آنها به آئين ائمه ، كه غلات با پرخاشگرى از آن تخلف كرده بودند ، همچنان مؤمن ماندند . در عين حال اگر به بررسى احاديثى كه جابر و دستيارانش در اين گروه روايت مىكنند بپردازيم ، متوجّه مىشويم كه اينان ظاهرا تحت تاثير بعضى از عقايد غلات ، به ويژه احاديث بيان بن سمعان و مغيره بن سعيد قرار گرفته بودند . شايد هيچ يك از پيروان امام باقر ( ع ) و امام صادق ( ع ) همچون جابر ، تا اين حدّ ، جرات زيادهروى در سخنانش را نكرده باشد . در اينجا از ميان احاديث زيادى كه از جابر روايت مىشود كافى است به ذكر يكى از آنها كه نشانى بر تمايلات شبه غلاتى او است بپردازيم . جابر از امام باقر ( ع ) نقل مىكند كه فرمودند : « اى جابر ، نخستين موجوداتى را كه خداوند خلق كرد محمد ( ص ) و خاندانش هاديان و مهديان راستين ، بودند . آنان سايه نور خداوندگارند . من پرسيدم سايهها كدامند ؟ امام پنجم گفت : سايههاى نور ، اجسام درخشان بدون روحاند اينان به وسيله روح القدس نيرومند شدند و بدان ترتيب محمد ( ص ) و خاندانش خدا را ستايش كردند . بدين دليل ، خداوند آنها را شكيبا ، عالم ، داراى نسل تقوا و خالص گردانيد . آنان خداى را با نماز ، روزه ، خضوع و خشوع ، تسبيح اسماء او و اداى الله اكبر پرستش مىكنند . » ( 53 )