سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

34

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

اين سوره را به سوى ابو بكر مىفرستد تا از جانبش آن را ارائه دهد پيامبر پاسخ داد : « نه ، من آن را نخواهم فرستاد مگر بدست شخصى از ميان خاندانم » - رجل من اهل بيتى ، آنگاه آن حضرت على ( ع ) را فراخواند و به اوامر كرد تا شترش را بردارد و به سرعت عازم مكه شده ، پيام قرآنى را از سوى او به مردم ابلاغ كند . ( 57 ) در صحت اين وقايع كه اكثر نويسندگان همه مذاهب اسلامى آنها را ثبت كرده و متن روايات نيز موجه به نظر مىرسد هيچ‌گونه ترديدى نمىتوان روا داشت . حتى اگر شخص بيش از حد محتاط و شكاك باشد ، نمىتواند اين احاديث را كه بنفع على ( ع ) در مقياس وسيعى منتشر شده بود به طورى كه اكثر مورخين و محدثين ، از روزگاران دور ، ناچار به ثبت آنها بوده‌اند ، را انكار كند . در اين مجموعه از رويدادها ، حديث معروف ، ولى بحث‌انگيز غدير خم ، كه در حقانيت شيعه ، جاى بسيار مهمى دارد ، عملا ناديده گرفته شده است . اين واقعه پس از انجام آن در محلى كه به غدير خم موسوم است ، نامگذارى شده است . بركه يا باتلاقى با درختان تناور ، در راه مدينه ، به فاصله چند فرسنگ از مكه قرار گرفته و از اين محل ، مردم به مقصدهاى مختلف پراكنده مىشوند . وقتى كه محمد ( ص ) از حجة الوداع برمىگشت ، در روز هيجدهم ذى الحجّه دهم هجرت ( 10 مارس 632 ، نوزدهم اسفند 10 هجرى ) در اين محل توقف كرد تا به حجاجى كه از مكه همراهيش مىكردند و مىخواستند در اين نقطه تقسيم و به مقصدهاى خود برگردند ، پيامى دهد . بدستور پيامبر ، جايگاه و يا منبر بخصوصى از شاخه‌هاى درختان براى حضرتش ساختند . پس از برگزارى نماز ظهر ، پيامبر بر فراز منبر رفته و آخرين خطابيه عمومى خود را ، در مقابل بزرگترين اجتماع سه ماه قبل از مرگش ، ايراد كرد . محمد ( ص ) درحالىكه على ( ع ) را با دستش بلند كرده بود ، از پيروانش پرسيد : « آيا من برتر از شما ، اولى ، از جان و دارائيتان نيستم ؟ » جمعيت يك صدا بانگ برآوردند : « آرى اى پيامبر خدا چنين است . » آن حضرت سپس اعلام كرد : « هر كس را كه من مولا ( آقا ، رهبر ، سرپرست ، اولى به تصرف در جان و مال ، ياور ؟ ) او هستم على مولاى اوست . »