سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

319

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

اگر اين مكالمه صحت داشته باشد به خوبى سياست محتاطانه امام صادق ( ع ) كه كاملا خود را از سياست‌بازى دور نگه مىداشت روشن مىكند . مسكتى ) Moscati ( خاطرنشان مىسازد كه در موضع‌گيرى آشفته ابو سلمه « هر كس مىتواند نتيجه ابهام كلى درباره حقوق خاندان پيامبر را كه بوسيله تبليغات انقلابى به جريان مىافتد متوجّه شود . » ( 77 ) حوادث كوفه ، سريعا به نفع عباسيان در حركت بود . حضور يا غيبتشان در كوفه ( 78 ) از طريق ابو جهم به ابو حميد ، كه با رؤساى خراسانيان در نزديكى كوفه مستقر شده بودند ، فاش شد و اين افراد آمدند و يك مرتبه با ابو العباس ( 79 ) به عنوان امام و خليفه خود بيعت كردند و به ابو سلمه نيز فشار آوردند تا به آنها همراهى كند . ( 80 ) ابو العباس ، بلافاصله پس از اين جريان همراه با هوادارانش به مسجد رفت و در آنجا نطق افتتاحيه خود را ايراد كرد ، و در سخنرانى ، خود را سفاح ( خونريز ) ناميد و عزّت الهى را مخصوص خود و خاندانش دانست . او « عباسيان را اهل البيت » ناميد و گفت كه خداوند در قرآن « آنها را از هرگونه پليدى پاك و منزه گردانيده است . » و اين حقيقت را كه علويان براى خلافت شايسته‌ترند منكر شد . ( 81 ) خطابيّه سفاح با سخنرانى عمويش داوود بن على دنبال شد و تأكيد بر حقوق مشروع وارثى عباسيان نمود و اظهار داشت كه تنها دو خليفه بر حق در اسلام وجود دارند : على بن أبي طالب ( ع ) و سفاح . وى افزود كه خلافت در دستهاى عباسيان همچنان باقى خواهد ماند تا اينكه سرانجام به عيسى بن مريم برسد . ( 82 ) دستيابى ابو العباس به خلافت بوسيله نخستين شكاف با شيعيان افراطى دنبال شد . وصيّت‌نامه ابو هاشم كمال اهميّت را براى عباسيان داشت زيرا در شروع تبليغات به آنها اجازه دخل و تصرف در حوزه‌هاى فرقه‌اى را در فارس مىداد تا هستهء حزب سياسى - مذهبى خود را تثبيت بنمايند . عباسيان ، هنگامى كه به هدف خود رسيدند با دسترسى به خلافت دعاوى خود را با استدلالهاى گوناگون توجيه كردند ، بدون اينكه حتى نامى هم از ابو هاشم به ميان آورند . به هر حال محو خاطره ميراث او را لازم ديدند زيرا ارتباط