سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

317

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

داشتند با وجودى كه بسيارى از هاشميان ، اعتبار دعاوى عباسيان را قبول داشتند ، ليكن از قبول آن سرباززدند اين موضوع بخصوص يكى از ويژگيهاى عمده موضع كوفيان را به اثبات مىرساند كه هوادارى و طرفدارى آنان از على ( ع ) بسيار نيرومند بود . برخى از شيعيان مرگ ابو هاشم را باور نداشتند بلكه قائل به غيبت و مهدويت او بودند بعضى ديگر ، مرگ او را پذيرفته بودند ولى معتقد بودند كه قبل از مرگ برادرش على را به امامت منصوب كرده بود كه اين منصب از آن پس از پدر به پسرش در همان نسل قرار مىگرفت . ( 65 ) از سوى ديگر ، از نقطه‌نظر كشمكش‌هاى فرقه‌اى ، خراسان تا حدّ زيادى سرزمين بكر باقى مانده بود . اكثر كسانى كه در آن سامان خود را شيعه مىناميدند قائل به تفاوت عمده‌اى بين اعضاء اهل البيت نبودند ، بلكه آمادگى پيروى از رهبرى از خاندان پيامبر را عليه امويان داشتند . ( 66 ) در عين حال ، ابو مسلم طراح اصلى نهضت ، گرچه از طرف ابراهيم ، ( 67 ) رئيس خاندان عباسى منصوب شده بود ، ليكن ادعا كرد كه از جانب امام اهل البيت ، كه هنوز انتخاب نشده و منصوب نگرديده است ، عمل مىكند . بدين طريق او پشتيبانى عده كثيرى از مردم را به دست آورد كه اگر مىدانستند كه امام از خاندان هاشم ، در حقيقت از خاندان عباس است ، هرگز آماده حمايت و جانبدارى از او نبودند . ( 68 ) پشتيبانى پيروان مختار ، اين فرضيه را قوت مىبخشد . با وجود اين ، ابراهيم را به دستور خليفه مروان بن محمد دستگير كردند و به دمشق آوردند و بالنتيجه او را به حران گسيل داشتند و زندانى كردند و در آنجا با مرض طاعون و يا آنچنان كه عباسيان اظهار مىدارند ، به فرمان خليفه مروان به مرگ محكوم شد . ( 69 ) بنا به دستور العمل ابراهيم ، برادرش ابو العباس به همراهى برادر سومش ، ابو جعفر عبد اللّه و چهارده نفر ديگر از اعضاى خاندانش ، حميمه را ترك كردند و به كوفه رفتند . ( 70 ) در كوفه ، نماينده محلى عباسيان ، ابو سلمه حفص ، يكى از كيسانيه و پيرو ابو هاشم بود . در اين لحظه بحرانى ، نقل مىشود كه ابو سلمه در انديشه گسستن پيمان خود نسبت به عباسيان بود زيرا چنين احساس مىكرد كه نسبت به ابراهيم تعهد