سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

277

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

با وجود اين به احتمال زياد ، مختار ، به خاطر تقيّه زين العابدين ( ع ) كه در زير بحث مىشود ، مسئول انتقال امامت از اعقاب پيامبر از نسل فاطمه ( ع ) به فرزند ديگر على ( ع ) ، محمد بن الحنفية بود و از اين رو نخستين انحراف را در مركزيّت در تشيّع به وجود آورد . امامت ، در سازمان مركزى رهبرى تشيّع دقيقا به نسل فاطمه و على محدود مىشود و از حسن ( ع ) به حسين ( ع ) منتقل مىگردد و سپس با انتصاب صريح از پدر به پسر و معمولا بزرگترين پسر زنده مىرسد تا اينكه به امام دوازدهم ختم مىگردد . بنابراين هدف ما در فصول آينده اين است كه توجه خود را به مطالعهء اين حقانيّت يا شكل اصلى رهبرى محدود كنيم كه پس از شهادت حسين ( ع ) تعدادش توسط گروه‌هاى افراطى جديد و انقلابى منشعب از تشيّع كاهش يافت . به نظر مىرسد كه استفاده از اصطلاح طرفدار حقانيّت يا شكل مركزى رهبرى در اين مرحله كاملا اختيارى باشد و از تكوين بعدى آن توصيفى ابتدايى به دست دهد . با وجود اين هنوز اين اصل پابرجاست كه همين گروه برحق بود كه سرانجام دوباره به صورت بزرگترين و در عين حال هسته مركزى شيعيان پديدار گرديد و بالاخره به عنوان شيعه اماميّه يا اثنىعشريه شناخته شد . از اين رو ، نهضت مختار و عقيده به مهدويت محمد بن الحنفيه و آئين‌هاى افراطى و باطنى و يا ديگر انشعابات تشيّع از محدوده مطالعه ما خارج است . در عين حال ، براى بررسى اين موضوعات در اين زمان كه اختلال و اغتشاش در رهبرى پس از شهادت حسين ( ع ) پديد مىآيد ، اين مطالعه بايد پاسخگوى دو سؤال زير باشد : اول چگونه مذهب حقّهء تشيّع هويت خود را بدون جذب شدن در تركيب مذهب حاكم ( تسنّن ) حفظ كرد و دوم چگونه ويژگىهاى خود را از شاخه‌هاى افراطى شيعيان [ زيديه ، كيسانيه ، متمهدىها . . . كه براى دستيابى به قدرت قائل به قيام بودند ] مشخص ساخت . پايدارى در برابر نوع دوم جذب واقعا مشكل‌تر است ، زيرا هميشه عقايد افراطى و تند بيشتر از عقايد معتدل و ميانه‌رو ، چنگ به دل مىزند . تا هنگامى كه حسين ( ع ) زنده بود ، شيعيان متّحد و يكپارچه بودند و او