سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

26

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

است كه بر اساس آن ، مسئلهء جانشين محمد ( ص ) را بايد نگريست . آنچنان كه در فوق خاطرنشان گرديد ، اين مسأله را نبايد فقط از نقطه نظر جامعه مكه در قرن هفتم ميلادى ملاحظه كرد . زيرا امت محمد ( ص ) در زمان مرگش از مردمى با زمينه‌ها ، ارزشها و ايده‌هاى گوناگون از نواحى مختلف عربستان ، تشكيل يافته بود . بنابراين ، كاملا طبيعى بود كه مردم مختلف بايد مسأله را از زواياى متفاوت بنگرند . روشى كه مسأله جانشينى پيامبر را در شوراى سقيفه ، بين مرگ و دفن پيامبر ، حل كرد ، در زير مورد بحث قرار خواهد گرفت . در اينجا كافى است به اين نكته توجه كنيم كه تصميم سقيفه ، با روش معمول و سنت قديمى اعراب ، حد اقل براى يك گروه عمده از ميان آنها مطابقت داشت . دو گروه متشكله امت اسلامى در زمان رحلت محمد ( ص ) اعراب شمالى و مركزى بودند كه از ميان آنها قبيله قريش مهمترين و مقتدرترين به حساب مىآمد و مردم عربستان جنوبى ، بنو قيله ، كه دو شعبهء مهم آنها ، اوس و خزرج ، در مدينه ساكن بودند . آنان بنام انصار ، ( يارىدهندگان ) ، معروفند ، زيرا به محمد ( ص ) و اسلام در حساسترين لحظات رسالتش خانه و پناهگاه دادند . تفاوتها در اغلب جنبه‌هاى زندگى اجتماعى ، فرهنگى ، اقتصادى ، مذهبى ، جغرافيائى و حتى احتمالا نژادى و دودمانى بين اعراب جنوب و شمال ، آنچنان مطرح بوده است كه در اينجا هيچ نيازى به تفصيل نيست . گلدزيهر ) Goldziher ( ( 42 ) ول‌هاوزن ) Wellhausen ( ( 43 ) ، نيكلسن ) Nicholson ( ( 44 ) و بسيارى ديگر از دانشمندان برجسته ، به طور كامل و عميق ، اين موضوع را ، مورد بررسى قرار داده‌اند . با وجود اين ، بايد خاطر نشان كرد كه اشتباه بزرگى است ، اگر همه اعراب را به صورت يك گروه فرهنگى واحد در نظر بگيريم ، شمال از مركز بوسيله صحرائى قطع مىشود و جنوب از بقيه عربستان بوسيله ربع الخالى جدا مىگردد . شرايط جغرافيائى و اقتصادى متباين ، نقش اجتناب‌ناپذير و طبيعى را در هر جنبه‌اى از بسط و نژاد خويشاوندى ايفا مىكرد . اعراب عربستان شمالى و مركزى ، حجاز ، و مناطق كوهستانى نجد ، در زمينه‌هاى گوناگون منش شيوهء زندگى و نهادهاى اجتماعى سياسى و اجتماعى مذهبى ، از اعراب جنوبى يمن پيشرفته‌تر بودند همچون جنبه‌هاى مختلف