سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

232

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

مدينه فرستاد . بدين ترتيب اندوهناكترين تراژدى تاريخ اسلام پايان گرفت . ادوارد گيبون ) EdwardGibbon ( با مآخذ محدود تاريخى اسلامى و عمدتا وابسته به روايت اكلى ) Ockley ( از كربلا بجز اين اظهار نظر كه : « در زمان و محيط دور ، صحنه غم‌انگيز مرگ حسين ( ع ) احساسات خونسردترين خواننده را هم بيدار مىكند . » ( 57 ) كمك بيشترى به فهم حقايق نمىكند . در فصل گذشته ديده‌ايم كه پيامبر ، چگونه با حرارت و شوق زياد به نوادگانش حسن ( ع ) و حسين ( ع ) عشق مىورزيد ولى تنها پنجاه سال بعد از رحلت آن حضرت ، همچنانكه دينورى خاطرنشان مىكند ( 58 ) در حالى كه هنوز عده‌اى از اصحاب پيامبر زنده بودند و از اين محبّتها آگاهى كامل داشتند ، يكى از همين نوادگانش به صورت وحشيانه‌اى به دست كسانى كه ادعا مىكردند از امّت محمد ( ص ) هستند به قتل رسيد . با چنين خلاصه موجزى از اخبار طولانى فرجام غم‌انگيز حسين ( ع ) قصد ما اين است كه اولا اين موضوع را بررسى كنيم كه چگونه امويان به سادگى او نهضت تشيّع پشت سر او را نابود كردند و ثانيا ، عناصر خالص و مؤمن به مذهب را در ميان كسانى كه داوطلبانه زندگى خود را با حسين ( ع ) فدا كردند و پس از آن قدمى پيش‌تر به تحكيم تفكر تشيّع در اسلام همّت ورزيدند تعيين نمائيم . اكنون مشخص شد كه همه كسانى كه حسين ( ع ) را به كوفه دعوت كردند و سپس آن هيجده هزار نفرى كه به فرستاده‌اش مسلم بن عقيل بيعت نمودند ، احساس مذهبى نداشتند ، بلكه به دلائل سياسى ، هوادار خاندان پيامبر بودند ، تمايزى كه مسلما بايد به منظور درك تاريخ صدر تشيّع در اسلام مورد نظر قرار گيرد . آنان صدها نامه با امضاهاى گروهى به سوى حسين ( ع ) فرستادند و وقتى كه مسلم بن عقيل به كوفه رسيد . در اطراف او گرد آمدند ، ولى اين اقدام براى اكثر آنان بيان آرزويشان را به سقوط استيلاى شاميان معنى مىداد ، هدفى كه به اعتقاد آنها ، امكان دسترسى بدان تنها از طريق حسين ( ع ) ساخته بود . ولى به مجردى كه ابن زياد ، كه در تاريخ اسلام به خاطر سياست ماهرانه و مكارانه‌اش معروف بود ، حكمرانى كوفه را به دست گرفت و پس از اتخاذ اقدامات شديد و افراطى ، به منظور سركوبى نهضت ، كوفيان اميد خود را از بين رفته ديدند ويژگى عدم قاطعيّت آنها بر انكار سياسيشان چيره