سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

220

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

عرافه‌هايشان بنويسند . او عريف‌ها را مسئول هرگونه اغتشاش دانست كه امكان داشت در عرافه آنها رخ دهد و تهديد كرد كه اگر عريفى ، چيزى را از ابن زياد پنهان كند مصلوب خواهد شد و تمام عرافه از دريافت حقوق محروم خواهند گشت . دوم اعلاميه‌اى صادر كرد كه به موجب آن به هركس مظنون شود كه از حسين حمايت مىكند او را بدون محاكمه به دار خواهد آويخت و خانه‌اش طعمه حريق مىگردد و اموالش مصادره خواهد شد . ( 24 ) بدين ترتيب ، كوفه را به زودى تحت سيطره كامل خود درآورد . در همان حال ، ابن زياد تمام جاده‌هايى را كه از حجاز به كوفه ختم مىشد مسدود ساخت و دستور منع ورود و خروج هر كس را به قلمرو كوفه صادر نمود . در قادسيّه ، كه با راه عادى ، كوفه را به حجاز مىپيوندد ، پست نظامى نيرومندى با 4000 نفر از لشكريان تحت فرمان حصين بن النمير التميمى برپا ساخت به همين نحو ، نواحى مرزى مانند قطقطانه ، لعلع و كفان كه كوفه را به بصره و بخشهاى ديگر عراق مىپيوندند ، بوسيله ارتش اموى پاسدارى مىشد . ( 25 ) و نتيجتا امكان ورود و خروج به كوفه وجود نداشت . حسين ( ع ) از همه اين اقدامات شديد از ناحيه بدويان اعراب بيابانى ، آگاهى يافت ولى بدون هيچ‌گونه تعويقى راه خود را ادامه مىداد . هنگامى كه به الثعلبيه رسيد از طريق مسافران ، خبر اعدام مسلم بن عقيل و هانى بن عروه را در كوفه وصول كرد . آنگاه در زباله دريافت كه فرستاده‌اش ، قيس بن مشير الصيداوى كه وى را از حاجر ، چهارمين منزل از مكّه با نامه‌اى به سوى كوفيان فرستاده بود تا از ورود قريب الوقوع خود مردم را آگاه كند ، در نقطه بازرسى قادسيّه دستگير شده بود و در كوفه توسط ابن زياد به وضع بسيار وحشيانه‌اى به قتل رسيده است و وى را به خاطر اينكه از دشنام‌گويى به حسين ( ع ) خوددارى كرده بود ، از بالاى كاخ حكومتى پائين انداخته بودند . ( 26 ) حسين ( ع ) ديگر نتوانست جلو گريهء خود را از اين سرنوشت غم‌انگيز پير و صديقش بگيرد . آيه‌اى از قرآن خواند و گفت : « برخى از مؤمنان ، بزرگ مردانى هستند كه به عهد و پيمانى كه با خدا بستند كاملا وفا كردند پس برخى بر آن عهد ايستادگى كردند [ تا به راه خدا شهيد شوند ] و