سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

218

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

حسين ( ع ) طرح خود را از نظر دور نداشت . زيرا همچنانكه ازين پس بحث خواهيم كرد ، در انديشهء خود نقشه و استراتژى معينى داشت . يزيد با دريافت خبر ورود مسلم به كوفه و حمايت مردم آن ديار از او ، بيش از اين بر نعمان بن بشير ، حاكم ميانه‌رو و ضعيف النفس خود اعتماد نكرد . وى مرد نيرومند خود ، عبيد الله بن زياد ، حاكم بصره را ، با حفظ سمت به امارت كوفه منصوب نمود و از او خواست تا فورا به آنجا برود . وظيفهء اصلى او اين بود كه نهضت تشيّع را با اتخاذ هرگونه روش ممكن براى نيل به مقصود ، خرد كند و آن را درهم بكوبد . متن نامهء يزيد را كه مآخذ مختلف ، درج كرده‌اند ، ايدهء روشنى از موضعگيرى قاهرانه و شديد او نسبت به نهضتى كه به حمايت از حسين ( ع ) در شرف تكوين بود ارائه مىدهد . ( 18 ) ابن زياد با آگاهى از شورشى كه در كوفه به طرفدارى از حسين ( ع ) انجام مىشد در لباس مبدّل ، درحالىكه عمامه سياه بر سر داشت صورتش را پوشانده بود و دستهء كوچكى از اسب سواران در اطرافش بودند به سوى شهر راند . كوفيان كه انتظار حسين ( ع ) را مىكشيدند ، ابن زياد را با حضرتش اشتباه گرفتند و در اطراف اسبش جمع شدند و با احساسات فراوان بر او درود مىفرستادند و فرياد مىزدند : « سلام بر تو ، اى پسر پيامبر ، ما همگى چشم انتظارت بوده‌ايم . » ( 19 ) ابن زياد ، كه كاملا احساسات عميق و عواطف مردم را نسبت به حسين ( ع ) مشاهده كرد ، همراه با جمعيّت وارد مسجد شد . از منبر بالا رفت و از آن پس ، ناگهان حجاب از صورتش بردريد . وى سخنان تهديدآميزى ايراد كرد و مرگ و تنبيه بىسابقه را براى هواداران حسين ( ع ) اعلام داشت ، درحالىكه سعى مىكرد وعده‌هايى به كسانى كه وفادارى خود را به خليفه ثابت كنند بدهد . ( 20 ) كوفيان ، كه به عدم تصميم و فقدان قاطعيت معروفند ، از وحشت و ترس سر فرود آوردند و تمام جرات خود را از دست دادند و سرانجام ، مسلم را رها كردند . مسلم ، پس از كوشش فراوانى كه براى تشكيل قيام فورى كرد ، بالاخره دستگير شد و همراه با هانى بن عروه ، كه در خانه او مانده بود ، گردن زده شد . ( 21 )