سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
209
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
بن الزبير بر تو بيمناكم . در ميان آنان حسين بن على ( ع ) از محبت و احترام بسيار زيادى برخوردار است بخاطر اينكه او حقوق برتر و خويشاوندى نزديكترى با پيامبر دارد . من فكر نمىكنم كه مردم عراق او را رها كنند مگر اينكه بخاطر او عليه تو به طغيان برخيزند . تا آنجا كه ممكن است ، سعى كن با او به مدارا رفتار كنى ، ولى عبد اللّه بن الزبير مردى است كه با نيروى تمام بر تو ، چون شير كه بر شكارش حملهور مىشود يورش خواهد آورد ، و بر تو با چنگال حملهور خواهد شد . او همچون روباهى است كه براى حمله كردن فرصت مىطلبد . هرگاه فرصتى بدست آوردى ، او را قطعهقطعه كن . » ( 2 ) اندرزهاى معاويه ، كه معمولا در همه مآخذ ذكر شده ، اين گزارشها را كه كوششهاى او براى بدست آوردن تأييد اين بزرگان اسلام به جانشينى يزيد ، موفقيّتآميز نبودهاند تأييد مىكند . يزيد به منظور اينكه مالكيّت خلافت مطلقهء خود را بدست آورد ، اولين اقدامى كه كرد اين بود كه به حاكم مدينه ، وليد بن عتبه ، دستور داد تا از اين گروه چهارنفرى بيعت بگيرد و بخصوص در اين مورد تأكيد بيشترى روى حسين ( ع ) و ابن الزبير داشته باشد . در اين نامه به وليد دستور شديد صادر كرد كه هرگز نبايد اجازه هيچگونه تاخيرى بدهد و اگر آنان از اين امر سرباززنند ، بيدرنگ سرشان را از بدن جدا سازد . بعضى از مآخذ مىنويسند كه نام ابن عمر نيز بطور مشخص در اين نامه ذكر شده است . ( 3 ) وليد بن عتبه بر طبق نامه ، در يكى از ساعات غير معمول شب ، بدنبال حسين ( ع ) و ابن الزبير فرستاد تا آنها را مجبور به بيعت با خليفهء جديد كند . هر دو نفر متوجّه شدند كه معاويه مرده است و مصمّم بودند تا در امتناع به بيعت يزيد ايستادگى كنند . ابن الزبير به كاخ نرفت و شب بعد به سوى مكّه فرار كرد . حسين ( ع ) به ملاقات حاكم شتافت ولى با دستهاى نيرومند از هواداران خود براى جلوگيرى از هرگونه برخوردى جدى همراهى مىشد . حسين ( ع ) ، حاميان خود را در كنار در ورودى رها كرد و به تنهايى وارد كاخ شد . وليد نامهء يزيد را براى او خواند و از او تقاضاى شناسايى فورى خليفهء جديد را نمود . حسين ( ع ) بدون هيچگونه تعهّدى ، پاسخ داد براى اينكه بيعت از اعتبار برخوردار باشد ، بايد آن را برملا ساخت و حاكم در اين مورد بايد ترتيب يك