سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
200
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
على ( ع ) ، كه به هيچوجه نمىتوانستند خريده شوند و يا تسليم گردند ، با كمترين بهانهء ممكن ، بسته بود . اگر بنى اميّه ، اين روش را اتخاذ نمىكردند به هيچ وجه نمىتوانستند مطمئن به نگهدارى و حفظ خلافت خود باشند . احتمالا ، يكى از دلائلى كه از طريق منابر به على ( ع ) دشنام مىدادند اين بود كه شيعيان را تحريك به قيام آشكار كند . و ازينرو ، آنان را با قدرت دستهاى اموى در معرض حمله و نابودى قرار دهند . چون مغيره بن شعبه به سال 41 / 661 به عنوان حاكم كوفه ، منصوب شد يكى از وظائفى كه معاويه براى او تعيين كرد اين بود كه وى بايد با شدت تمام دشنام به على ( ع ) را رواج دهد ، عليه او و پيروانش تبليغات راه بيندازد ، بر شدت مبارزه خود عليه آنان به منظور تحقير ، خفت و عيبجويى از شخصيّت على ( ع ) و پيروانش بيفزايد و سرانجام درباره پاكدامنىهاى عثمان و هوادارانش تبليغ كند . همين دستور العمل را وى به زياد بن ابى سفيان ، هنگامى كه پس از مرگ مغيره در سال 50 / 670 امارت كوفه را به وى تفويض كرد ، صادر نمود . ( 102 ) حجر و چند تن ديگر بيش از اين نتوانستند تحريكات را تحمل كنند و به دام افتادند درحالىكه اشخاص ديگرى همچنان محتاط و مواظب اوضاع ماندند . حسين ( ع ) ، از جانب خود به خوبى اوضاع را درك مىكرد و از هرگونه تحريكى عليه معاويه ، با خردمندى اجتناب مىورزيد و براى فرصتى مناسب به منظور انجام عمل صبر مىكرد . با اين ترتيب ، او از طرفى خود و حزبش را از سركوبى شديد محفوظ مىداشت و از طرف ديگر ، معاهدهء برادر را كه خود هم بطور غير مستقيم در آن سهيم بود ، محترم مىشمرد . شايد مهمترين واقعه در تاريخ تكوين احساسات عميق شيعيان ، انتصاب فرزند معاويه يزيد به جانشينى او باشد . خليفه تا زمانى كه حسن ( ع ) زنده بود نمىتوانست در اين جهت عمل كند و مهمّ اين است كه معاويه بلافاصله پس از اينكه از خبر درگذشت حسن ( ع ) مطلع شد ، فعّالانه شروع به كار كردن بر روى اين طرح نمود تا به آرزوى خود كه استمرار حكمرانى خاندانش بود برسد . انجام اين امر كار زياد آسانى هم نبود و خليفه مىبايست با احتياط فراوان حركت كند و تمام وسائل مخصوص حكمرانى خود را كه عبارت بودند از : سياستبازى ، بخشش هدايا ، رشوهپردازى ، تطميع و سرانجام تهديد و