سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

196

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

4 - مردم را به جنگ دعوت مىكند و نفاق و شورش بوجود آورده است . 5 - مردم را به دور خود جمع مىكند و آنها را ترغيب به پيمان‌شكنى با امير المؤمنين و بيرون راندن او از مقام خلافت مىكند . 6 - وى به خدا اعتقاد ندارد . » ( 94 ) تفاوت مشخص بين اين دو سند ، بحدّ كافى روشن است . درحالىكه اتهامات مندرج در اولين اعلام جرم بر محور فعّاليّتهاى حجر و طغيان آشكارا و بر مبناى تشيّع دور مىزند دومى بر طغيان عليه حكومت و قدرت معاويه بدون كوچكترين ذكرى از نهضت شيعيان تأكيد مىكند . مدرك اول بر عشق ناگسستنى حجر به على ( ع ) و فداكارى او نسبت به خاندان على ( ع ) بر زمينه‌هاى مذهبى تأكيد مىورزد درحالىكه دوّمى اين اتهام را با افترا به حجر كه اعتقادى به خداوند ندارد جايگزين مىكند ، تهمتى كه بر طبق دستور ابو بكر ، زمينه‌هاى استوارى را براى اعدام او فراهم مىسازد . شواهد كافى در دست است و جاى هيچ‌گونه ترديدى نيست كه اتهامات مندرج در سند اول موثق هستند ، درحالىكه اعلام جرم دوم تجديد نظر و جعل شده است و بدلائل بيان شده بالا مجعول مىباشد . اين مطلب گزارشهايى را كه معاويه نسبت به قبول اعلام جرم مردد بوده و در اخذ تصميم شديد عليه حجر سست به نظر مىرسيد روشن مىكند . علاوه بر اين ، آنچنان كه در زير خواهيم ديد ، تنها شرطى كه معاويه براى رهبران شيعه قائل بود تا بدان وسيله بتوانند جان خود را از مرگ نجات دهند اين بود كه به على ( ع ) دشنام دهند و او را تقبيح كنند . اين موضوع بر اين دلالت دارد كه اتهام اصلى حجر و همراهانش به خاطر فعّاليّتهاى آنان به حمايت از تشيّع بوده است و نه خيانت عليه حكومت و خلافت معاويه ، آنچنان كه در دومين اعلام جرم پديدار مىگردد . نيازى به ذكر اين مطلب نيست كه حجر را كوفيان بىترديد ، يكى از رهبران سرسخت و سازش‌ناپذير شيعه مىدانستند و او را به عنوان مسلمانى فوق العاده متّقى مىنگريستند . بر اين عقيده حتّى كسانى كه موافق ديدگاههاى شيعى او هم نبودند ، شهادت مىدادند .