سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

193

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

با من است ولى احساسات عميق شما با اين مرد احمقى است كه مگسها او را احاطه كرده‌اند [ يعنى ، مردمى كه چون مگس دور هر چيزى جمع مىشوند ] . شما با من هستيد ولى برادران ، پسران و اعضاى قبيله با حجر هستند . ( 89 ) » رهبران قبيله‌اى كوفه يك بار ديگر شخصيت ضعيف ، اغواشونده ، كه مختص خودشان بود ، نشان دادند و ترسان بودند كه موقعيت خود را از دست بدهند . لذا خود را قادر به مقابله با لشكريان شامى نديدند . و درحالىكه خودش را متقاعد ساختند تا خود را در معرض اسلحه‌هاى شامى قرار ندهند . و درحالىكه اكثر افرادى كه در اطراف حجر جمع شده بودند سرانجام او را رها ساختند ، هنوز گروه چشمگيرى وجود داشت كه از ترك حجر سرباز مىزد و در مقابل دستگيرى او مقاومت مىكرد . زياد ارتش را فرا خواند و بخصوص سربازان يمنى لشكر كوفه را به مقابله با اوضاع برگزيد . در عين حال انجام اين مهمّ كار چندان ساده‌اى نبود . اعتبار شخصى و حمايت همه جانبه توده‌هاى كوفى از حجر تنها مشكل نبود بلكه ترس از درگيريهاى قبيله‌اى ، كار دستگيرى او را مشكل‌تر مىساخت . زياد ، كه سياستمدارى كارآزموده بود و قدرت فوق العاده‌اى در سركوبى شورش‌ها داشت ، با موقع‌شناسى ترتيب دخالت قبائل يمنى را در دستگيرى حجر ، كه بدان قبائل وابسته بود ، داد و بدين ترتيب از خطر بزرگتر برخورد شديد بين قبائل نزارى و يمنى جلوگيرى كرد و قبائل يمنى را به جان يكديگر انداخت . اشراف قبيلهء كنده ، - قبيلهء حجر - به وحشت افتادند و تهديد شدند كه اگر حجر را تسليم نكنند به مرگ محكوم خواهند شد و اموالشان مصادره خواهد گرديد . خبر مفصل اين حادثه را كه ابو مخنف و ديگر نويسندگان نقل مىكنند و طبرى و ابو الفرج هم آن را روايت مىنمايند از جهات گوناگون جالب توجّه است . اين اخبار نشان مىدهد كه چگونه منافع شخصى رهبران قبيله‌اى مورد بهره‌بردارى قرار گرفت و آنان را وادار كرد كه عليه اصول مذهبى و ارزشهاى دينى خود اقدام كنند . چگونه رقابتهاى قبيله‌اى يكديگر را به جان هم انداخت و چگونه طرفداران حجر ، به اكراه و اجبار وادار به اين كار شدند و چگونه سرانجام ، زياد ، به