سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
177
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
رسانيد . چون خبر تصميم حسن ( ع ) به كنارهگيرى از خلافت به قيس رسيد ، به همراهانش گفت : « اكنون بايد بين دو امر يكى را انتخاب كنيد . جملگى پاسخ دادند : « بيعت ( با معاويه ) براى ما از خونريزى آسانتر است . » پس از آن ، قيس همراه با كسانى كه هنوز با او بودند ، ميدان جنگ را در مسكن ، به سوى كوفه ترك كرد . با كمال شگفتى مىبينيم كه نام عبيد الله بن العباس ، ابدا در اين خبر به ميان نمىآيد . با مراجعه به ابو الفرج همچنانكه در فوق از يعقوبى هم نقل شد ، گفته مىشود كه فرمانده پيشقراولان دوازده هزار نفرى ، عبيد اللّه بن العبّاس بوده است و نه قيس بن سعد . معاويه و عبيد اللّه هر دو با ارتش خود در عصر همان روزى كه حسن ( ع ) به مدائن رسيد به مسكن رسيدند . در دومين روز ، پس از اداى نماز صبح ، درحالىكه حسن ( ع ) با شورش لشكريانش مواجه مىشد و مجروح گرديد ، مقابلهء مختصرى بين معاويه و عبيد اللّه در مسكن درگرفت . چون شب فرا رسيد ، معاويه پيامى به عبيد اللّه فرستاده گفت : « حسن تصميم خود را دائر بر برقرارى صلح به اطلاع من رسانيده است و خلافت را به من واگذاشت . اگر بلافاصله تحت قدرت من درآيى ، با تو رفتارى به عنوان يك رهبر ( متبوع ) خواهم داشت و در غير اين صورت در داخل نيروهاى شما ، نفوذ كرده و آنگاه تو را مطيع ( تابع ) خواهم ساخت . اگر اكنون به من بپيوندى به تو يك ميليون درهم پرداخت خواهم كرد . نيمى از آن را بلافاصله مىپردازم و نيم ديگر را وقتى كه وارد كوفه شديم . » ( 54 ) در اثناى شب ، عبيد اللّه ، مخفيانه به سوى معاويه خزيد . هنگام بامداد مردم گرد آمدند و منتظر ورود او بودند تا نماز صبح را امامت كند . وقتى پس از جستجوى زياد ، او را نيافتند ، قيس پيش آمد ، نماز را امامت كرد و سپس در سخنانى آتشين به عبيد اللّه ، پدرش عباس و برادرش عبد اللّه ، بخاطر تزلزل شخصيت و اتخاذ سياستهاى ابن الوقتى حمله كرد . با شنيدن اين سخنان ، مردم فرياد زدند : « سپاس خداى را كه او ( عبيد اللّه ) سپاهيان ما را ترك كرده است ، اكنون ما برمىخيزيم و با چنگال بر دشمن حمله مىكنيم . » و آماده حمله شدند . بسر بن ارطاة ، يكى از رازداران معاويه با 20000