سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

163

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

مىگرديد . صحت چنين روشى ، همچنانكه در زير خواهيم ديد ، به اثبات مىرسد . حتّى ده سال پس از رحلت حسن ( ع ) ، هنگامى كه مردم عراق براى قيام با برادر جوانترش حسين ( ع ) ، نزديك شدند ، آن حضرت ، آنان را نصيحت كرد كه چون پيمان معاهده حسن ( ع ) با معاويه تا زمانى كه معاويه زنده است ، محترم مىباشد ، صبر كنند . مكاتبات بين حسن ( ع ) و معاويه ، كه در سراسر اين مدت ادامه داشت ، براى مطالعه ، بسيار جالب است و اطلاعات مفيدى را بدست مىدهد ، و همه به سؤال قديمى خلافت و استدلالات بحث‌انگيز و جدلى آن مربوط مىشود . حسن ( ع ) ، در يكى از نامه‌هاى طولانى خود به معاويه ، درباره احقاق حقّش به خلافت چنين مىگويد كه قدرت خلافت از پيامبر خدا ، كه متعاليترين و بهترين مردم روى زمين است ، ريشه مىگيرد و از هدايت آن حضرت است كه اعراب هدايت يافتند درحالىكه در تاريكى عميق بسر مىبردند و افتخار و عزّت بدست آوردند درحالىكه ، در خفّت و ذلّت بودند و حسن ( ع ) ، نزديكترين فرد در خويشاوندى و خون به پيامبر است . سپس استدلال پدرش را كه عليه ابو بكر ، پس از رحلت پيغمبر اقامه كرده بود ، به كار مىبرد و اين مطلب را بيان مىكند كه اگر قريش توانستند مدعى رهبرى خود بر انصار شوند ، بخاطر اين بود كه پيامبر به قريش وابسته بود ، لذا اعضاى خاندان پيامبر كه در هر زمينه‌اى ، نزديكترين افراد به او بودند ، شايستگى بيشترى به رهبرى جامعه داشتند . در آخرين قسمت نامه ، حسن ( ع ) مىنويسد : « ما آن روز از اينكه كسانى حقّ ما را غصب كرده و به حكومتى كه از خاندان ماست دست‌اندازى نموده‌اند بسى در شگفت بوديم . ولى چون آنها مردمى با فضيلت و داراى سابقه در اسلام بودند ( عطف به سه خليفهء اول ) ، از منازعه با آنان چشم پوشيديم . ولى امروز جاى آن است كه همه كس از دست‌اندازى قواى معاويه ، بدين منصب و مسند در شگفت فرو روند . چه به هيچ بابت شايستهء اين منصب نيستى نه بداشتن فضيلتى مذهبى ( دين ) ، نه به گذاردن اثرى نيك در اسلام و بالاتر آنكه تو زاده يكى از دسته‌هاى مخاصم و فرزند دشمنترين افراد قريش با رسول خدا و قرآن مىباشى ( حزب الاحزاب ) ( اشاره به هم‌پيمانى كه