سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
159
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
نمىتوانست برابرى كند . مردم مدينه ، هنوز عشق و محبت سوزان و زائد الوصف پيامبر را به نوادگانش به ياد داشتند . به خاطر داشتند كه چگونه محمد ( ص ) خطبه خود را قطع كرده و از منبر فرود مىآمد تا حسن ( ع ) را كه هنگام ورود به مسجد سكندرى خورده و به زمين افتاده بود ، ( 4 ) بلند كند و به نوادگانش اجازه مىداد تا از پشت او در سجده نماز بالا روند . ( 5 ) اخبار فراوانى دربارهء محبّت فوق العاده محمد ( ص ) به نوههايش در تواريخ موجود است و اين روايات را نه تنها در مآخذ شيعه بلكه تماما آنها را در آثار اهل تسنّن نيز مىتوان يافت . ( 6 ) همچنين ، شيعه و سنى ، متفق القول روايت مىكنند كه سيماى حسن ( ع ) بسيار شبيه به پيامبر خدا ( ص ) بوده است . ( 7 ) ثانيا ، كاملا انتظارى طبيعى بود كه مردم مكه و مدينه نتوانند با خوشنودى ، معاوية بن ابى سفيان را بر اريكهء رهبرى خود ببينند . ابو سفيان جبهه مخالف عليه محمد ( ص ) را سازمان داده بود و همه مبارزات را عليه او هدايت مىكرد . امويان ، به طور كلى و به ويژه ابو سفيان تا سقوط مكّه ، محمّد ( ص ) را تصديق نكردند و به دو ايمان نياوردند . بنابراين ، اسلام آنها جنبه آسايشطلبى داشت و نه ايقان و ايمان . معاويه ، به حمايت شاميان وابسته بود و اينان پشتسر او سنگر گرفته بودند . وى مدتى نزديك به بيست سال ، به عنوان والى استان شام بر آنان حكمرانى مىكرد و از حمايت طايفهء بزرگ و مقتدر اموى و گماشتگان و همپيمانان اطراف خود برخوردار بود . از اينرو ، طبيعى بود كه تحت اين شرايط ، اهالى اين دو شهر مقدّس ( مكّه و مدينه ) كه هسته اصلى امّت اسلامى را تشكيل مىدادند ، با خلافت حسن ( ع ) مخالفت نمىكردند ، بخصوص براى اينكه شق ديگر مقابل او ، معاويه فرزند ابو سفيان و هند ، قرار داشت . مردم عراق ، فرزند بزرگ على ( ع ) را تنها انتخاب منطقى مقام خلافت مىدانستند ، گرچه همهء حاميان آن حضرت با احساسات و دلبستگىهاى يكسان و يكنواخت بر اين امر برانگيخته نشده بودند . از نظر بسيارى از آنان ، جانشينى حسن ( ع ) ، به معنى ادامه سياست على ( ع ) عليه حكمرانى معاويه و استيلاى حكومت شام بر عراق بود . از نظر جمعى ديگر ، حسن ( ع ) در حال حاضر تنها