سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

153

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

موفقيّت رو به زوال مىگذاشتند ، او را رها مىكردند . آنان فاقد شهامت لازم و يا ثبات قدم در مرحله امتحان بودند . وقايعى كه در دو فصل آتيه تشريح خواهد گرديد ، رفتار و موضع اين سه گروه را روشن خواهد كرد . در اينجا تذكر اين نكته همچنان باقى مىماند كه پس از رحلت حضرت على ( ع ) و كناره‌گيرى فرزندش حضرت امام حسن ( ع ) ، وقتى كه معاويه بر كوفه استيلا يافت ، رهبران نيرومند قبيله‌اى و طايفه‌اى به خدمتگزارى در ساخت قدرت استان به عنوان ميانجى عمل كردند . قدرت مركزى در دمشق هم به اجراى قدرت بر آنها و هم به توسط آنها مربوط مىشد . نظام گذشتهء قبيله‌اى تقويت شد و نيروى حكومتى بر زمينه سازمان قبيله‌اى كه در آن رهبران قبيله‌اى را حمايت مىكرد و به نوبه خود ، از طريق حكومت حمايت مىشدند ، قرار داشت . در زمان شهادت على ( ع ) ، رهبران قبيله‌اى در يك طرف كفه ترازو و شيعيان على ( ع ) ، در طرف ديگر بودند . درحالىكه توده‌هاى عظيم بين اين دو ، مىجنبيدند . سالهاى بعد ازين مىبايست تصميم در حل اين تعارض اساسى منافع ، را اثبات كند .