سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )

105

تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )

خوشش نمىآمد او را به شام فرستاد . ديرى نپائيد كه خليفه نامه‌اى از معاويه دريافت داشت كه حاوى شكايت از فعّاليتهاى خطرناك ابو ذر بر عليه رژيم بود وى به دو دستور داد كه ابو ذر را به زين چوبى شتر بسته و او را تحت الحفظ به مدينه بازگشت دهد . او با تنى نيم‌مرده كه گوشت رانش له شده بود به شهر رسيد و پس از آن ، بفاصله كوتاهى به ربذه تبعيد شد و به زودى در آنجا درگذشت . ( 10 ) در سراسر ايالات از رفتار ناهنجار ابو ذر در حد وسيعى سخن بميان بود و عكس العملى را كه او از تندى عليه عثمان و طبقه ثروتمند بوجود آورده بود همراه با تبليغات دعاوى على ( ع ) به خلافت ، مردم را بيدار مىكرد . در اين رابطه سخنان ابو ذر ، كه مكررا در مسجد مدينه ايراد مىشد ، مورد توجه ويژه است . وى درحالىكه مردم را به دور خود جمع مىكرد مىگفت : « . . . على ( ع ) وصى محمد ( ص ) و وارث علم اوست . وه ! شما پس از پيامبر حيران و مبهوت شديد . اگر شما تقدم ( در رهبرى ) را به كسانى كه خداوند به آنها برترى داده است بدهيد و كسانى را كه خدا آنان را كنار گذاشته است كنار گذاريد و اگر شما به طور محكم جانشينى و وراثت را در اهل البيت پيامبرتان بگذاريد ، مطمئنا خوشبخت خواهيد بود و وسائل امرار معاش شما فزونى خواهد يافت . » ( 11 ) بايد از ديدگاه چنين نويسندگانى كه سعى كرده‌اند تا طغيان عليه عثمان را به دسيسه‌هاى شرورانه بعضى از تجار مفسد و شكايات مصنوعى و ساخته شده‌اى كه عليه او سر مىدادند ، نسبت دهند خود را جدا كنيم . اين گونه نويسندگان اين حقيقت را كه اين دلالان و فروشندگان مفسد و شرور - اگر واقعا چنين بوده‌اند - شكايات واقعى براى اعتراض داشتند ناديده مىگيرند ، درحالىكه حمايت ضمنى اصحاب ، جواز شرعى لازم را براى آنها فراهم مىآورد . براى اينكه نارضايتى به طغيان آشكار بيانجامد دو مطلب ضرورى است : رهبرى ، بايد در دست كسانى باشد كه مورد احترام جامعه باشند ، و زمان و فرصتى ، كه عمل را سازمان دهد و هماهنگ سازد . هر دوى اين مقدمات ، در چند سال آخر خلافت عثمان مهيّا گرديد . ( 12 ) موضع اصحاب كه برجسته‌ترين آنها على ( ع ) و طلحه و زبير بودند ، كاملا روشن است مطالب زيادى وجود دارد كه ثابت مىكند اغلب آنها و