سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
103
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
اين يك اصل تاريخى است كه در فاصله چند سال خلافت عثمان ، امويها در ميان خود مدعى حكومتهاى كوفه ، بصره ( مركز قلمرو وسيع شامل ايران و آسياى صغير كه تا سند ادامه مىيابد ) ، سوريه و مصر و همه استانهاى مهم امپراطورى بودند . حكام اموى ، به نوبه خود ، به حمايت خويشان تكيّه داشتند . آنان كسانى را با خود موافق و همراه كردند و اجازه دادند تا بر شوراهاى خلافتى سلطه جويند . ( 3 ) مسأله بحرانى اينجا اين نبود كه بنى اميه اين چنين بر همه موفقيّتهاى قدرت و مزيّت تسلّط داشتند ، بلكه به آنها آزادى كافى داده شد تا نيروهاى خود را مختارانه و غير منصفانه براى منافع خود و خويشان خود به كار گيرند ، از اينروست كه اين امر نارضايتى و دشمنى بسيارى از مسلمين را به همراه داشت . عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح ، برادر رضاعى عثمان ، كه اداره مصر را به عهده داشت ، مردى بىنهايت مبغوض بود . وى كسى است كه پيامبر هنگام فتح مكه دستور قتل او را صادر فرموده بود . ( 4 ) وليد بن عقبه ، برادر ناتنى عثمان ، كه رفتار وحشيانهاى نسبت به مردم داشت حتى شديدتر از او مورد تنفر كوفيان بود . او زمينها را در ميان سوگلىهاى خود تقسيم كرد و در آخر با حالت مستى خود را رسوا نمود . ( 5 ) عثمان ناچار شد او را فراخواند و يكى از خويشان نزديك ديگرش را بنام سعيد بن العاص ، به امارت منصوب نمود . وى بزرگان قوم را با رفتار خودخواهانه و ظاهرسازانه خود نسبت به آنها خشمگين مىكرد و سپس با اعلام اينكه سواد كوفه « باغ قريش » خواهد شد به آنان زنگ خطر مىداد . با چنين سوء رفتارها ، گروهى از قاريان كوفه مانند مالك بن حارث النخعى ، سليمان بن صراد الخزاعى ، حجر بن عدى الكندى ، شريح بن عوف العبسى و ديگران تحريك شده ، نسبت به رفتار سعيد اعتراض كردند كه اين اعتراض بىنتيجه ماند . بجاى رسيدگى مناسب به اين موضوع ، عثمان دستور داد تا محرّكين را به سوريه نزد معاويه فرستاده تا او به حساب همهء آنها برسد . ( 6 ) وجود اسامى اين قاريان ممتاز قرآن را در اين ماجرا بايد جدى گرفت چون پس از اين ، آنها به صورت رهبران نهضت شيعى در كوفه پديدار گشتند . آنان در جبههء اول ارتش على ( ع ) در جنگهاى جمل و صفين قرار داشتند و حتى پس از