سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

73

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

جمعى از سپاهيان با عمالقه خواهم جنگيد » جبرئيل عرض كرد : شما يا على بن ابى طالب ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : « من يا على بن ابى طالب ( با عمالقه خواهيم جنگيد ) » . ( 1 ) حديث رد الشّمس ابو القاسم عبد المحسن بن عبد اللّه بن احمد طوسى از قول ابو عبد اللّه و او از پدرش ابو نصر احمد طوسى ، به نقل از ابو الحسين بن نفور و او از قول ابو جبانه به نقل از بغوى و او از طالوت بن عباد و او از قول ابراهيم بن حسن و او از فاطمه بنت الحسين ( ع ) به نقل از اسماء بنت عميس مىگويد : سر رسول خدا ( ص ) در دامن على بود ، در حالى كه به آرامى با آن حضرت سخن مىگفت ، و اين حالت تا غروب خورشيد ادامه يافت ، [ و نماز عصر او قضا شد ] . رسول خدا ( ص ) گفت : « خدايا اين عمل على در راه طاعت تو و پيامبر تو بود ، خداوندا خورشيد را به خاطر او برگردان ! » اسماء مىگويد خداوند خورشيد را برگردانيد « 1 » .

--> ( 1 ) در نسخهء ديگر آمده است : گروهى اين حديث را ضعيف شمرده‌اند ، و جدّم آن را در كتاب « الموضوعات » نقل كرده است و مىگويد : در سلسلهء سند آن گروهى ضعيفند و آنها را نام مىبرد و سپس اضافه كرده است كه نماز عصر قضا شده بود ، ديگر بازگشت خورشيد بىفايده بود . مىگويم : قاضى عياض در كتاب « الشّفا بتعريف حقوق المصطفى » از طحاوى نقل كرده است كه وى در شرح مشكل حديث آن را نقل كرده است ؛ و مىگويد : از دو طريق صحيح ، از اسماء بنت عميس روايت شده است كه رسول خدا ( ص ) سر مباركش در دامن على ( ع ) بود و او به آرامى با وى سخن مىگفت . و در آنجا آمده است : رسول خدا ( ص ) به على ( ع ) فرمود : « آيا نماز عصر را خوانده‌اى ؟ » عرض كرد : « نه ! » آنگاه رسول خدا ( ص ) گفت : « خداوندا او در راه طاعت تو و طاعت رسول تو بود ، خورشيد را بر او بازگردان ! » . اسماء مىگويد : خورشيد را كه غروب كرده بود ديدم دوباره طلوع كرد و بر قلهء كوهها تابيد و اين رويداد در محل صهباء خيبر بود . طحاوى مىگويد : اين هر دو روايت به ثبوت رسيده و راويانش ثقه‌اند . طحاوى اضافه مىكند : احمد بن صالح بارها مىگفت : براى كسى كه در طريق دانش است سزاوار نيست كه از روايت اسماء تخلّف كند زيرا كه اين از علامات نبوّت است . اما اين سخن كه گفتند : نماز عصر قضا شده بود ! مىگويم : وقتى كه بازگشت خورشيد از علامات صدق نبوّت پيامبرمان باشد نماز عصر بيقين ادا خواهد بود . زيرا كه قضا ، حكايت از نماز فوت شده دارد ! تعجب از اين است كه در روايت صحيح آمده است كه خورشيد براى يوشع بن نون متوقّف شد ! از دو صورت خارج نيست : يا آن عمل معجزهء موسى ( ع ) بوده و يا معجزهء يوشع . اگر معجزهء موسى ( ع ) بوده پس براى پيامبر ما به طريق اولى خواهد بود و على ( ع ) به پيامبر ( ص ) نزديكتر بود تا يوشع به موسى . و اگر معجزهء يوشع بود پس بدون هيچ اختلاف ، على ( ع ) بالاتر از يوشع است زيرا كه نازلترين حالات على ( ع ) آن است كه همانند عالمى از علماى امت باشد . پيامبر ( ص ) فرمود : « علماى امّت من همچون انبياى بنى اسرائيل هستند » پس معلوم شد كه اين حديث ثابت و قطعى است .