سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

68

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

متروك هستند ، يحيى بن معين مىگويد : فيض ، دروغگويى پليد است و دارقطنى مىگويد : يونس « 1 » ، به عثمان دشنام مىداد . در حالى كه احمد بن حنبل اين حديث را از طريق ايشان نقل نكرده است بلكه از افراد ثقه نقل كرده و نيز آن زيادت را ذكر نكرده است . ابن عدى مىگويد : ايرادهايى كه به اين حديث وارد شده ، تنها مربوط به آن زيادتى است كه در حديث آمده است . ( 1 ) سلام دادن فرشتگان به على عليه السلام احمد در كتاب « الفضائل » از عبد اللّه بن سليمان بن اشعث و او از اسحاق بن ابراهيم نهشلى به نقل از سعيد بن صلت و او از ابو جارود رحبى و او از قول ابو اسحاق همدانى از حرث به نقل از على ( ع ) مىگويد : همين كه ، در جنگ بدر شب فرا رسيد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : « كيست كه براى ما آب خوردن بياورد ؟ » همهء افراد از ترس ساكت ماندند ، على ( ع ) مىگويد : « من از جا برخاستم و مشك آبى را برداشتم آمدم تا به چاه قديميى رسيدم كه بسيار گود و تاريك بود ميان چاه رفتم پس خداوند به جبرئيل ، ميكائيل و اسرافيل وحى كرد كه براى يارى محمد و كمك به او در جنگ به زمين فرود آييد و آنها از آسمان فرود آمدند و آنها زمزمه‌اى داشتند كه هر كس گوش مىداد ، مىشنيد ، همين كه به نزديك آن چاه رسيدند ، ايستادند و همگى با اكرام ، احترام و تعظيم به من سلام كردند » . اين حديث را نويسندگان كتب مغازى نوشته‌اند « 2 » .

--> ( 1 ) ظاهرا يوسف صحيح است چون در طريق دوم ، يوسف بن حباب آمده است - م . ( 2 ) در منابع شيعه ، چنين آمده است : وقتى كه مشك را پرآب كرد و از چاه بيرون آمد و ارادهء برگشتن نمود ناگاه باد سختى وزيدن گرفت به گونه‌اى كه از شدّت آن نشست تا باد بر طرف شد . پس برخاست و حركت كرد ناگاه باد شديد ديگرى مانند تند باد قبلى وزيد . على ( ع ) نشست تا آن باد نيز گذر كرد ، دگر بار برخاست كه برود ، مرتبهء سوم نيز ، باد شديد وزيدن گرفت و آن حضرت نشست و چون رد شد ، برخاست و خودش را به رسول خدا ( ص ) رساند ، پرسيد : « يا ابا الحسن چرا دير آمدى ؟ » عرض كرد : « سه مرتبه بادى وزيد كه بسيار سخت بود ، توقفم جهت بر طرف شدن آن بادها بود » فرمود : « يا على آيا دانستى چه بود ؟ » عرض كرد : نه ، فرمود : « اولى جبرئيل بود با هزار فرشته كه به تو سلام كردند و ديگرى ميكائيل بود با هزار فرشته كه بر تو سلام كردند و پس از آن اسرافيل بود با هزار فرشته كه به تو سلام دادند و اينها جهت كمك ما فرود آمده بودند » . محدث قمى در فضيلت شب هفدهم رمضان ( در مفاتيح الجنان ) در ذيل حديث مىنويسد : « اشاره به همين است قول آن كسى كه گفته براى امير المؤمنين ( ع ) در يك شب سه هزار و سه منقبت بوده » و بعد اشعار سيد حميرى را نقل مىكند - م .