سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
63
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) لغتشناسان مىگويند : تناجى به معناى رازى است كه بين دو نفر باشد ؛ گفته مىشود : « نجوته نجوى » يعنى با او همراز شدم و همچنين است « ناجيته » و « انتجى القوم و تناجوا » وقتى كه افراد با هم ، راز دل گويند ، كلمهء « نجوى » اسم [ مصدر نجا ، ينجو ] است . ( 2 ) احمد در كتاب « الفضائل » از قول محمد بن عبد اللّه بن محمد بن ابى شيبه و او از جرير بن عبد الحميد ، به نقل از ام موسى و او از ام سلمه نقل كرده ، مىگويد : به آن خدايى كه همهء ما به او سوگند مىخوريم ، على بن ابى طالب ( ع ) از همه كس به رسول خدا ( ص ) نزديكتر بود ، رسول خدا ( ص ) در مرض موت به سر مىبرد چون روز وفاتش در رسيد على ( ع ) را طلبيد ، با هم مدّتى نجوا كردند و اسرار زيادى را به او گفت و بعد در همان روز از دنيا رفت . بنابراين از همه كس به رسول خدا ( ص ) نزديكتر بود . ( 3 ) اگر كسى بگويد : از عايشه نقل كردهاند كه مىگفت : مردم تصوّر مىكنند كه رسول خدا به على بن ابى طالب وصيّت كرد ، چه وقت اين اتّفاق افتاد ؟ در حالى كه وقت مردن به سينهء من تكيه داده بود ! جواب اين است كه اين حديث را احمد بن حنبل در كتاب « الفضائل » نقل كرده و كسى هم از آن انتقادى نكرده و حديث صحيحى است . اگر ايرادى داشت محدّثان چيزى مىگفتند و مقصود عايشه از عبارت « گمان مىبرند » اشاره به امّ سلمه دارد و ام سلمه ، همانند عايشه است وانگهى سخن امّ سلمه مثبت است و چيزى را ثابت مىكند در حالى كه سخن عايشه حقيقتى را نفى مىكند و هر جا مثبت و نافى را جمع كردند به اجماع همهء امّت مثبت مقدّم است ، علاوه بر اين ، اين گفتهء عايشه كه : « پيامبر ( ص ) در حالى از دنيا رفت كه به سينهء من تكيه داشت » با وصيّت كردن وى به على ( ع ) منافاتى ندارد ، زيرا كه در آن حال انسان توان سخن گفتن ندارد و بيقين اندكى پيش از آن بوده است بنابراين از باب جمع اقوال ، توجيه اين است كه در آن وقت به على ( ع ) وصيّت كرده و چون حالش وخيم شده به سينه عايشه تكيه داده است ! « 1 » .
--> ( 1 ) در طبقات ابن سعد ج 2 ص 263 آمده است : « پيامبر ( ص ) در آخرين لحظههاى زندگى » چشمان خود را باز كرد و گفت : « برادرم را صدا بزنيد تا بيايد » همه فهميدند ، مقصود او كسى جز على نيست ، على آمد در كنار بستر