سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

60

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

مىزدم » . ( 1 ) ( مؤلف مىگويد ) جزوه‌اى به خط پدر بزرگم ابو الفرج به دستم رسيد كه در آن اشعارى از سروده‌هاى وى موجود بود ، از جمله « 1 » : قالوا عليّ قلت حبّى ، ربّى علىّ شاهدى * ما قول قط تصنّع و باطنى قد بان هو خاصف النّعل نعلى على قفا من يبغضه * هذا سهيم البغض و دع يكون من كان الشّط ينقصه احبّه يزيد ما اقدر ابصره * لمى يزيد و مات الحسين و هو عطشان « 2 » ( 2 ) سخنى دربارهء بستن درها اين حديث را احمد در « الفضائل » و ترمذى در « السنن » نقل كرده‌اند . اما احمد مىگويد : محمد بن جعفر از قول عوف ، به نقل از ابو عبد اللّه ميمون ، از زيد بن ارقم نقل كرده است كه گفت : چند تن از صحابه درهاى منزلشان به مسجد پيامبر ( ص ) باز مىشد رسول خدا ( ص ) فرمود : « اين درها را ببنديد جز در منزل على بن ابى طالب ( ع ) ! » مردم به اين امر اعتراض كردند تا اين كه رسول خدا ( ص ) براى ايراد سخن به پا خاست و حمد و ثناى خدا را به جا آورد ، سپس فرمود : « من هيچ چيز را باز و بسته نكردم مگر آن دستورى بود از جانب خدا و من هم اجرا كردم » . ( 3 ) ابن عبّاس مىگويد : مقصود پيامبر ( ص ) اين است كه خداوند مرا مأمور كرد و من هم امر او را اجرا كردم .

--> ( 1 ) اين اشعار نامنظم بوده و درست نقل نشده و كلمات ، غلط و درهم است ، به نسخهء اصل نيز دست نيافتم ، بنابراين جاى دقّت و تأمل باقى است . - م . ( 2 ) آنها گفتند : على ! گفتم : حبيب من است ، پروردگارم گواه بر دوست داشتن من است . هرگز سخنى از روى تكلّف و تصنّعى نمىگويم در حالى كه باطن من ظاهر و پيداست ! او على ( ع ) وصله‌زنندهء كفش است و كفش من در پى اوست ( من دنباله‌رو و تابع اويم ) ، كسى كه او را دشمن مىدارد و در دشمنى او سهيم است او را واگذار ، هر كه مىخواهد باشد ! شطّ فرات را كه يزيد دوستدار او بود باعث كاستى اوست چقدر واضح است تماس يزيد با آن در حالى كه حسين تشنه شهيد شد !