سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

47

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) 7 - متولّى ضمان جريره و دست آوردن ميراث كه در زمان جاهليت بوده است و با نزول آيهء ارث نسخ شد « 1 » . ( 2 ) 8 - همسايه ، البته از آن جهت به همسايه مولى گفته‌اند ، كه به سبب همسايگى ، داراى حقوقى است . ( 3 ) 9 - به معنى آقا و بزرگى كه مورد اطاعت است و او مولاى مطلق است . در صحاح آمده است هر كه صاحب اختيار امر كسى باشد ، در حقيقت ولىّ اوست . ( 4 ) 10 - به معناى سزاوارتر ، خداى تعالى فرموده است : فَالْيَوْمَ لا يُؤْخَذُ مِنْكُمْ فِدْيَةٌ وَ لا مِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مَأْواكُمُ النَّارُ هِيَ مَوْلاكُمْ « 2 » يعنى : آتش به شما سزاوارتر است . و چون اين معانى براى مولا ثابت شد ، « 3 » روا نيست كه واژهء مولا در اين حديث بر مالك برده اطلاق شود زيرا كه پيامبر ( ص ) در حقيقت مالك بندگى على ( ع ) نبود . همچنين صحيح نيست كه بر مولايى

--> ( 1 ) جريره به معنى جنايت است ، « كسانى كه از بلاد خود به غربت افتاده و نسب و وطن خود را فراموش كرده‌اند و در شهرى كه هستند ، خويش نسبى ندارند ، خواه به اسارت آمده باشند ، يا بنده بوده و در راه خدا آزاد شده باشند . . . مىتوانند در شهرى كه هستند با مردى صاحب قبيله پيمان ببندند و خود را داخل قبيلهء آنها سازند و آن مرد صاحب قبيله ، ضامن جنايات خطايى آنها شود و ارث ببرد . گويند : دو تن كه هيچ يك نسب و قبيله معروف ندارند مىتوانند ضامن جريره يكديگر شوند . آية اللّه شعرانى ، شرح تبصره علامه ص 673 . اما كيفيت عقد ضمان جريره ، چنين است : « مضمون به ضامن بگويد : عاقدتك على ان تنصرنى و تدفع عنّى و تعقل عنى و ترثنى . ( با تو پيمان مىبندم كه مرا يارى كنى ، و از من دفاع و پاسدارى نمايى ، در مقابل پس از مردنم از من ارث ببرى ) طرف مقابل ( ضامن ) نيز بگويد : قبلت ( قبول كردم ) . و اگر هر كدام از ديگرى بخواهد ضمانت كند ، مىگويد : عاقدتك ان تنصرنى و انصرك و تعقل عنّى و أعقل عنك و ترثنى و أرثك ( با تو هم پيمان مىشوم كه تو مرا يارى كنى و من تو را و تو از من پاسدارى و من از تو ، ( پس از مردن ) از يكديگر ارث ببريم ) طرف مقابل نيز قبول مىكند . اين عقود از جمله عقود لازم و معتبر است . قابل ذكر است كه ضامن جريره در صورتى وارث است كه مضمون وارث ديگرى نداشته باشد . » شرح لمعه چاپ قديم دو جلدى ، ج 2 / 316 . - م . ( 2 ) حديد ( 57 ) آيهء 15 : لذا امروز نه از شما غرامتى پذيرفته مىشود و نه از كافران و جايگاهتان آتش است و همان سرپرستتان مىباشد . ( 3 ) در كتب مختلف بالغ بر سى معنى براى كلمهء مولى آمده ، از جمله در كتاب « امير المؤمنين اسوهء وحدت » صفحه 650 بيست و شش معنى نقل شده است كه علاوه بر ده معنايى كه در اين متن آمده است ، معانى ديگر از قبيل : دوست ، شريك ، پسر ، پسر خواهر ، داماد ، عمو ، رفيق ، منعم ، صاحب ، برده ، پيرو ، ياور ، جانشين و . . . كه پس از نقل معانى ، هر كدام را جداگانه مورد بررسى قرار داده و در حديث ولايت مناسب نبودن آن را ثابت كرده است . و در پايان