سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
470
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) صولى و ديگران مىگويند : مأمون على ( ع ) را دوست مىداشت ، از اين رو به همه جا نوشت كه على بن ابى طالب ( ع ) بعد از رسول خدا ( ص ) از همهء مردم بافضيلتتر بود و كسى حق ندارد از معاويه به نيكى ياد كند و هر كه از او به نيكى ياد كند خون و مالش هدر است ، صولى مىگويد : از جمله اشعار مأمون دربارهء على ( ع ) اين است : ألام على حبّ الوصىّ ابى الحسن * و ذالك عندي من عجائب ذى الزّمن خليفة خير النّاس و الاوّل الّذى * اعان رسول اللّه فى السرّ و العلن و لو لاه ما عدت لهاشم امرة * و كانت على الأيّام تقصى و تمتهن فولّى بنى العباس ما اختص غيرهم * و من منه اولى بالتكرّم و المنن فاوضح عبد اللّه بالبصرة الهدى * و فاض عبيد اللّه جودا على اليمن و قسم اعمال الخلافة بينهم * فلا زال مربوطا بذا الشّكر مرتهن « 1 » ( 2 ) و نيز گفته است : ( بعضى گفتهاند اين شعر مال سيد حميرى است ) . احلف باللّه و آلائه * و المرء عمّا قال مسئول انّ على بن ابى طالب * على التّقى و البرّ مجبول و انّه كان الإمام الّذى * له على الأمّة تفضيل يقول بالحق و يختاره * و لا تعانيه الأباطيل كان إذا لحرب مراها القنا * و قصرت عنها البهاليل يمشى الى القرن و فى كفّه * ابيض ماضى الحدّ مصقول مشى العفر نابين اشباله * اقبل لا تغتاله الغول « 2 »
--> ( 1 ) مرا به خاطر دوست داشتن ابو الحسن ملامت كنند و از نظر من اين از عجايب روزگار است . خليفه بهترين مردم و نخستين كسى كه در ظاهر و باطن پيامبر را يارى كرد و اگر او نبود امارت به اولاد هاشم نمىرسيد و اين بر روزگار نقص و غم و اندوهى بود پس بنى عبّاس حكومتى را عهدهدار شد كه مختص ديگران بود و چه كسى از او شايستهتر به احترام و احسان پس عبد اللّه در بصره پرچم هدايت را برافراشت و عبيد اللّه در يمن سفره جود و بخشش را گسترد . و ( على ) كارهاى خلافت را بين آنها تقسيم كرد پس همواره مرهون اين كار باعث شكر او هستيم ! ( 2 ) به خدا و نعمتهاى او سوگند مىخورم و آدمى از آنچه مىگويد ، مسئول است همانا ( طينت ) على بن ابى طالب ( ع ) بر نيكى و پرهيزگارى سرشته شده است و او پيشوايى است كه بر همهء افراد امت برترى و فضيلت دارد .