سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

463

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

ام قاسم ، حكيمه ، اسماء صغرا ، محموده ، امامه ، ميمونه كه از مادران مختلف بودند . ( 1 ) على بن موسى عليهما السلام ابو الحسن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن حسين بن على بن ابى طالب ( ع ) ملقّب به ولىّ و وفىّ ، مادرش امّ ولدى به نام خيزران بود . ( 2 ) واقدى مىگويد : على بن موسى ( ع ) از پدر ، عموها و ديگران حديث شنيده و او ثقه بود ، در مسجد رسول خدا ( ص ) فتوا مىداد در حالى كه بيست سال و اندى داشت و او از طبقهء هشتم تابعان مدينه بود . ( 3 ) عبد اللّه بن احمد مقدّسى در كتاب « انساب القرشيّين » نسخه‌اى را نقل كرده است كه على بن موسى از پدرش موسى بن جعفر و او از پدرش محمد بن على و او از پدرش على بن حسين و او از پدرش حسين ( ع ) و او از پدرش على ( ع ) و او از پيامبر ( ص ) اسنادى كه اگر بر ديوانه خوانده شود بهبود مىيابد . ( 4 ) واقدى مىگويد : چون سال دويست هجرى فرا رسيد مأمون به دنبال على بن موسى فرستاد و او را از مدينه به خراسان آورد تا بعد از خودش وليعهد او باشد و كسانى كه او را آوردند ، فرناس خادم و ابن ابى ضحّاك بودند ، وقتى كه به نيشابور رسيد ، دانشمندان آنجا مانند يحيى ، اسحاق بن راهويه ، محمد بن رافع ، احمد بن حرب و ديگران آمدند و از او درخواست روايت و حديث كردند و تبرّك مىجستند ، مدّتى وى در نيشابور ماند در صورتى كه مأمون در مرو بود ، سپس او را طلبيد و پس از مرگ خود او را وليعهد و جانشين خود قرار داد و وى را رضاى از آل محمد ناميد « 1 » و به نام او روى درهم و دينار سكه زد و به سراسر كشور بيعت با او را نوشت و لباس سياه را ( كه شعار بنى عباس بود ) به دور انداخت و لباس سبز پوشيد و دخترش امّ حبيب را به همسرى وى و دختر ديگرش ام الفضل را به محمد بن

--> ( 1 ) در روايت بزنطى آمده است كه امام جواد ( ع ) اين مطلب را تكذيب كرده و مىفرمايد : بلكه خداى تعالى پدرم را رضا ناميد چون مورد رضاى خدا و رسول و ائمه ( ع ) بوده است بزنطى مىپرسد مگر پدران و نياكان شما مورد رضاى خدا و رسول نبودند ؟ مىفرمايد : چرا ولى از پدرم مخالف و موافق همه راضى بودند - م .