سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

452

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

عزيزم ! هر كه بر آنچه خدا داده است قانع شد بىنياز خواهد بود و هر كه چشم به ثروت ديگران دوخت ، فقير مىميرد و هر كه به آنچه خداوند نصيب او كرده راضى نگردد خدا را در قضاى خود متّهم كرده و هر كه لغزش خويشتن را كوچك شمارد لغزش ديگران را بزرگ خواهد شمرد و هر كه لغزش ديگران را كوچك شمارد لغزش خويش را بزرگ خواهد شمرد ، و هر كه پردهء ناموس ديگران را به درد ، پردهء ناموس خانوادهء خود را دريده و هر كه شمشير ستم ( به روى ديگران ) بكشد با همان شمشير كشته خواهد شد و هر كه براى برادر مؤمنش چاهى بكند خداوند به زودى او را در همان چاه بيفكند و هر كه در جمع نادانان وارد شود ، حقير گردد و هر كه با دانشمندان معاشرت كند بزرگ شود و هر كه به جاهاى بد وارد شود متّهم گردد ، پسر عزيزم ! حق را بگو هر چند كه براى تو تلخ و به زيان تو باشد و بپرهيز از سخن‌چينى كه سخن‌چينى در دلهاى افراد تخم دشمنى برافشاند و هرگاه در پى جود و بخشش بودى به سراغ معدنهاى آن برو ! » . ( 1 ) و نيز ابو نعيم در « حليه » مىگويد : در حضور وى مگسى روى صورت ابو جعفر منصور نشست و مگس همچنان روى صورت وى مىنشست و برمىخاست به حدّى كه او را ناراحت كرد ، منصور رو به آن حضرت كرد و گفت : يا ابا عبد اللّه ! خداوند همين مگس را براى چه خلق كرده است ؟ جعفر ( ع ) فرمود : « تا ستمگران را بدان وسيله خوار سازد » ابو جعفر منصور از شدت خشم سخنى نگفت . ( 2 ) سفيان ثورى با اسناد پيشين نقل كرده مىگويد : جعفر ( ع ) فرمود : « هر كه نسبت به تندخويى ( ديگران ) خشم نگيرد شكر نعمت نكرده است » . ( 3 ) مىگويد : مرد سياه پوستى به خدمت آن حضرت رفت و آمد داشت پس از مدتى رابطه‌اش را قطع كرد ، از حال او پرسيد ، بعضى از مردم گفتند : او مردى نبطى ( گروهى از عجم يا چند رگه ) بود و جعفر ( ع ) مىخواست او را تحقير كند ، فرمود : « اصل مرد به عقل و خرد اوست و حسب وى دين او و حرمتش به تقواى اوست و تمام مردم ( در پيشگاه خدا ) برابرند » . ( 4 ) ثورى با همان سند مىگويد : از جعفر بن محمد ( ع ) شنيدم كه مىفرمود : « سلامتى گرانقدر است و ارزش آن بر ما پوشيده است پس اگر سلامتى را در چيزى بجوييم بهتر آن