سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
448
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
كعبه طواف كرد و در كنار مقام ابراهيم ركوع نمود و سرش را كه از سجده بلند كرد ديدم موضع سجدهاش از اشك چشمش تر شده است ، چنان بود كه هر وقت مىخنديد ، عرض مىكرد : « خداوندا مرا مورد غضب خودت قرار مده » . ( 1 ) ابو نعيم از قول پدرش احمد بن محمد بن عمر و او از عبد اللّه بن محمد قرشى به نقل از احمد بن يحيى مىگويد : محمد بن على فرمود : « من دوستى داشتم كه در نزد من بزرگ بود و آنچه باعث شده بود كه او در چشم من بزرگ باشد اين بود كه دنيا در چشم او ناچيز بود » . ( 2 ) قرشى مىگويد : محمد بن على ، استرى داشت كه گم كرد ، رو به آسمان كرد و عرضه داشت : « خداوندا اگر آن را به من بازگردانى تو را به سپاسهايى سپاسگزارم كه مورد پسند تو باشد » . ( 3 ) پسرش جعفر ( صادق ( ع ) ) مىگويد : « چون آن استر را يافت ، گفت : سپاس خداى را ! و چيزى علاوه بر اين نگفت ، از علت آن پرسيدم ، فرمود : مگر چيزى باقى گذاشتم ؟ تمام حمد و سپاس را براى خدا گفتم » « 1 » . ( 4 ) ابو نعيم از قول ابو حمزه نقل كرده ، مىگويد : محمد بن على ( ع ) مىفرمود : « هيچ عبادتى در نزد خدا بالاتر از پاك داشتن شكم يا شرمگاه نيست و هيچ چيزى در پيشگاه خدا محبوبتر از آن نيست كه بندگان از او چيزى بخواهند ( و دعا كنند ) ، زيرا قضاى الهى را چيزى جز دعا بر طرف نمىكند و براستى كه آن كار نيكى كه پاداشش زودتر مىرسد نيكى و احسان به ديگران و عدالت است و آن شرّى كه كيفرش زودتر مىرسد ، تجاوز به حقوق ديگران است و همين قدر در عيب يك شخص كافى است كه آنچه را كه از خود نمىبيند از مردم ببيند و ديگران را به كارى وادارد كه توانايى انجام آن را در خود نمىبيند و همنشينش را با سخنان بيهوده برنجاند » . ( 5 ) ابو حمزه مىگويد : عبد اللّه بن وليد نقل كرد كه محمد بن على ( ع ) به ما فرمود : « يكى از شما دستش را به جيب دوستش مىبرد و هر چه مىخواهد از آن برمىدارد ؟ ! » عرض كرديم :
--> ( 1 ) اديبان مىگويند : الف و لام الحمد يا حرف جنس است و يا استغراق كه در هر صورت شمول و عموم دارد يعنى تمام سپاسها ، زيرا كه سپاس از هر چيز و هر كس به او برمىگردد - م .