سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

445

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

هنوز خردسال بود ، نوشته‌اى آورد و عرض كرد كه رسول خدا ( ص ) به شما سلام رساند ، پرسيد : « جريان چگونه بود ؟ » جابر گفت : من در خدمت رسول خدا ( ص ) نشسته بودم و حسين ( ع ) روى دامن آن حضرت بود و با وى بازى مىكرد ، رو به من كرد و فرمود : « جابر ! مولودى از نسل حسين ( ع ) به دنيا مىآيد به نام على كه چون روز قيامت شود ، منادى ندا مىدهد سرور عابدان بپاخيزد ! پس فرزند اين حسين ( ع ) به پا مىخيزد ، سپس از او فرزندى به دنيا مىآيد به نام محمد كه اگر او را درك كردى ، سلام مرا به او برسان ! » « 1 » . ( 1 ) نقل كرده‌اند كه ابو جعفر ( ع ) پس از نابينايى جابر بر او وارد شد و به او سلام داد جابر پرسيد : تو كيستى ؟ گفت : « محمد بن على بن حسين » جابر گفت : نزديك من بيا نزديك وى رفت ، جابر دست و پاى وى را بوسيد سپس گفت : رسول خدا ( ص ) به تو سلام رساند ، و جريان را نقل كرد . ( 2 ) جابر بن عبد اللّه در سال هفتاد و هشت هجرى در مدينه از دنيا رفت و او آخرين فردى بود كه از افراد پيمان عقبه ، بدرود زندگى گفت ، محمد باقر ( ع ) در زمان فوت وى بزرگ بود ، همان گونه كه در وفات آن حضرت خواهيم گفت . ( 3 ) بخشى از سخنان محمد باقر عليه السلام ابو نعيم در كتاب « حليه » به نقل از محمد بن على بن حبيش و او از محمد بن على بن سليمان از قول محمد بن عباد از عبد السّلام بن حرب و او از زياد بن خيثمه از محمد بن على ( ع ) نقل كرده است كه فرمود : « عذابهاى كشنده به مؤمن و غير مؤمن مىرسد ولى به كسى كه به ياد خداست نمىرسد » . ( 4 ) ابو نعيم از عثمان بن عثمانى به نقل از ابو على روزبارى روايت كرده مىگويد : از

--> ( 1 ) اين حديث را در « مطالب السّئول » از طريق ابو زبير در ص 81 و همچنين ابن اثير در « المختار من مناقب الاخيار » ص 30 از روى تصويرى از كتاب خطى ظاهريه نقل كرده است . و به لسان الميزان جلد 5 ، ص 198 و كفاية الطّالب ص 291 و صواعق المحرقه ابن حجر ص 199 و مشارق الانوار ص 21 و فصول المهمه ص 197 و ينابيع المودّة ص 333 و كواكب الدريّه مناوى جلد 1 ، ص 164 و نور الأبصار شبلنجى ص 192 مراجعه كنيد .