سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
438
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) و نيز مىگويد : روزى از مسجد بيرون شد و مردى به دنبال او رفت و به او دشنام داد غلامان و مواليان رسيدند و آن مرد را در ميان گرفتند ، فرمود : « او را رها كنيد » سپس رو به آن مرد كرد و فرمود : « آنچه از كار ما را خداوند از تو پنهان داشته است بيشتر است ، آيا نيازى دارى تا تو را يارى كنيم ؟ » آن مرد با شنيدن اين سخن شرمنده شد ، پس على بن حسين ( ع ) عباى حاشيهدارى كه بر تن داشت روى دوش او انداخت و هزار درهم به وى داد و بعدها آن مرد هر وقت او را مىديد ، مىگفت : گواهى مىدهم كه تو از فرزندان پيامبرى ! . ( 2 ) ابن ابى الدنيا به نقل از ابو حسين شيبانى و او از مردى از فرزندان عمار بن ياسر نقل كرده مىگويد : گروهى نزد على بن حسين ( ع ) بودند كه خدمتگزارى با شتاب آمد و گوشت بريانى را از تنور درآورد و خدمتگزار همانطور كه با شتاب مىآمد در حالى كه سيخ كبابى در دست او بود و در جلو على بن حسين فرزند خردسالش نشسته بود ، سيخ كباب روى كودك افتاد و او را سوزاند و او مرد ، خدمتگزار سرگردان ماند ، على ( ع ) نگاهى به او كرد و گفت : « تو از روى عمد اين كار را نكردى ، برو تو در راه خدا آزادى » سپس دستور كفن و دفن كودك را داد . ( 3 ) ابو نعيم به نقل از ابن كيسان و او از اسماعيل بن اسحاق قاضى از قول على بن عبد اللّه از عبد اللّه بن هارون از پدرش به نقل از حاتم بن ابى صغيره و او از عمر بن دينار مىگويد : على بن حسين ( ع ) بر محمد بن اسامة بن زيد ( در وقتى كه مريض بود جهت عيادت ) وارد شد ، محمد شروع به گريه كرد و نگران بود ، على ( ع ) به وى گفت : « چرا ناراحتى ؟ » عرض كرد : بدهكارم ، فرمود : « بدهيت چقدر است ؟ » گفت : پانزده هزار دينار ، فرمود : « بر عهدهء من » . ( 4 ) ابن ابى الدّنيا به نقل از محمد بن عبد اللّه زبيرى و او از ابو حمزهء ثمالى نقل كرده مىگويد : ابو جعفر محمد بن على بن حسين روايت كرد و فرمود : « پدرم به من گفت : پسرم با پنج كس رفاقت مكن و همراه آنان مباش : با فاسق رفاقت مكن زيرا او به لقمهاى و كمتر از لقمهاى تو را مىفروشد ، و با بخيل رفاقت مكن زيرا او در وقتى كه بيشترين نياز را به مال او دارى ، از تو دريغ مىكند ، و با دروغگو رفاقت مكن زيرا او همچون سرابى نزديك را دور و دور را به تو نزديك مىنمايد ، و با احمق دوستى مكن زيرا او مىخواهد به تو سود رساند ولى