سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

427

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

جدّم است كه چگونه روايتى را كه مسلم در صحيح خود از زيد بن ارقم نقل كرده از او پنهان مانده است ! ( 1 ) زيد بن ارقم مىگويد : رسول خدا ( ص ) در ميان جمعيت بر سر پا ايستاد و در كنار بركهء آبى به نام « خم » - و يا مشهور به خم - بين مكه و مدينه ، پس از حمد و ثناى الهى و موعظه و يادآورى فرمود : بارى ، اى مردم همانا من بشرى چون شمايم ، ديرى نخواهد پاييد كه پيك پروردگارم ( عزرائيل ) خواهد رسيد و من او را اجابت خواهم كرد در حالى كه دو امانت گران‌بها را ميان شما مىگذارم ، اوّل كتاب خدا كه در آن نور و هدايت است پس كتاب را بگيريد و به آن تمسّك بجوييد - پس به كتاب خدا واداشت و به آن تشويق كرد - » سپس فرمود : « و اهل بيتم ، شما را به خدا دربارهء اهل بيتم يادآورى مىكنم - اين سخن را دو بار تكرار كرد - » . ( 2 ) حصين بن سبره با شنيدن اين سخن به زيد بن ارقم گفت : زيد بگو ببينم اهل بيت پيامبر چه كسانى هستند ، آيا زنان وى از جمله اهل بيت پيامبر نيستند ؟ زيد گفت : آرى ، زنان پيامبر ، اهل بيت او هستند ولى اهل بيت ( مورد نظر ) آن حضرت كسانى هستند كه پس از پيامبر صدقه بر ايشان حرام است . و به روايتى زيد گفت : نه به خدا قسم ، زن گاهى مدت زمانى يا مدت زيادى با مرد است سپس او را طلاق مىدهد و به خانهء پدرش و نزد خويشان خودش برمىگردد ولى اهل بيت پيامبر آن وابستگانى هستند كه صدقه بر ايشان حرام است ، حصين پرسيد : آنها كيستند ؟ زيد گفت : آل على ، آل عقيل ، آل جعفر و آل عبّاس ! ( 3 ) احمد در مسند خويش به نقل از عبد الرزّاق با اسنادى كه ذكر شد تا على ( ع ) حديثى به همين مضمون نقل كرده است . ( 4 ) احمد در « فضائل » به نقل از محمد بن يونس و او از عبد اللّه بن عايشه از قول اسماعيل ابن عمر از عمر بن موسى از زيد بن على بن حسين بن على و او از پدر و از جدّش نقل كرده است مىگويد : « نزد رسول خدا ( ص ) از رشكى كه مردم به من مىبردند گله كردم فرمود : آيا تو نمىخواهى چهارمين فرد از چهار نفرى باشى كه نخستين واردين بهشتند ؛ من ، تو ، حسن و حسين و مادرشان و فرزندان ما پس از ما و پيروان ما ؛ پشت سر ما وارد بهشت مىشوند » . ( 5 ) در روايتى آمده است : « ستارگان باعث ايمنى اهل آسمانند پس چون ستارگان از بين