سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
415
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
عند العلىّ الماجد الممجّد * من يزرع الخيرات سوف يحصد » « 1 » فاطمه ( ع ) در پاسخ گفت : « لم يبق عندي اليوم غير صاع * قد مجلت كفى مع الذّراع ابناي و اللّه من الجياع * ابو هما للخير ذو اصطناع » « 2 » آنگاه نان را برداشتند و به آن اسير دادند ، ( 1 ) همين كه روز چهارم فرا رسيد ، على ( ع ) بر پيامبر ( ص ) وارد شد ، در حالى كه دو پسرش همچون جوجههاى مرغ همراهش بودند ، چون رسول خدا ( ص ) آنها را ديد ، فرمود : « دخترم كجاست ؟ » على ( ع ) عرض كرد : « در محراب عبادت ( مشغول عبادت است ) » رسول خدا ( ص ) خود از جا برخاست وارد خانهء فاطمه ( ع ) شد ، ديد شكم فاطمه به پشتش چسبيده و چشمانش از زيادى گرسنگى به گودى افتاده است ، پيامبر ( ص ) فرمود : « پناه بر خدا ، آل محمد از گرسنگى مىميرند ! » جبرئيل نازل شد در حالى كه آيه « يُوفُونَ بِالنَّذْرِ » را قراءت مىكرد . ( 2 ) اگر كسى بگويد : جدّت ( ابن جوزى ) اين حديث را ضمن احاديث جعلى آورده است و از قول ابن ناصر و او از محمد بن ابى نصر حميدى به نقل از حسن بن عبد الرّحمن از ابو القاسم سقطى از عثمان بن احمد دقاق و او از عبد اللّه بن ثابت از قول ابو الهذيل و او از عبد اللّه سمرقندى از عبد اللّه بن كثير به نقل از اصبغ بن نباته مىگويد : حسن و حسين ( ع ) مريض شدند - پس از نقل حديث - جدّت مىگويد : خداوند اين دو فصيح ( على و فاطمه ) را از ايراد چنين اشعار ناهنجارى منزّه داشته است از اين كه دو كودك را از غذا دادن منع كنند ! در حالى كه در سند اين حديث اصبغ بن نباته است كه متروك الحديث است . در پاسخ مىگوييم : اما اين سخن جدّم كه گفته است : خداوند اين دو فصيح را منزّه از ايراد چنين
--> ( 1 ) فاطمه ! اى دختر پيامبر ؛ احمد ! دختر پيامبر ؛ سرور والامقام ! نسبت به اسير دربند ما ( مسلمانان ) منّت بگذار ، هر كه امروز او را اطعام كند فرداى قيامت نزد خداوند بلند مرتبهء بزرگ والامقام ، آن را مىيابد و هر كه امروز بذر خيرات بكارد به زودى محصول آن را مىدرود . ( 2 ) امروز جز ده سير ( جو ) نزد ما باقى نمانده در حالى كه دست و بازويم ( در اثر دستاس ) آزرده شده به خدا سوگند كه پسرانم از گرسنگى آزردهاند در حالى كه پدرشان كار خير انجام مىدهد .