سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

411

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

مىگويد : فاطمه ( ع ) خدمت پيامبر ( ص ) آمد و از او خدمتگزارى خواست ، پيامبر ( ص ) فرمود : « بگو : اللّهمّ ربّ السموات السّبع و الأرضين السّبع و ربّ العرش العظيم ، ربّنا و سعت كل شيء » « 1 » . اين حديث را بخارى نيز نقل كرده است . ( 1 ) احمد در مسند مىگويد : پس على ( ع ) فرمود : « از زمانى كه رسول خدا ( ص ) مرا نسبت به زنان آگاه كرد ، آنها را ترك نگفتم ! » ابن كواء ( زنديق معروف ) با شنيدن اين سخن گفت : حتى در شب صفّين ! فرمود : « اى مردم عراق خدا شما را بكشد ! نه در شب صفّين ! » . ( 2 ) احمد نيز اين حديث را با همين اسناد در مسند نقل كرده و مىگويد : فاطمه ( ع ) نزد رسول خدا ( ص ) آمد ، پيامبر ( ص ) پرسيد : « دخترم براى چه آمده‌اى ؟ » عرض كرد : « آمدم تا به شما سلامى بدهم ، و من شرم كردم كه درخواستى بكنم و برگشتم » . على ( ع ) پرسيد : « چه كردى ؟ » گفت : « خجالت كشيدم درخواستى بكنم » پس هر دو با هم آمدند على ( ع ) عرض كرد : « يا رسول اللّه به قدرى آب كشيده‌ام كه سينه‌ام به درد آمده است » و فاطمه عرض كرد : « به قدرى دستاس كرده‌ام كه دستهايم ورم كرده است خدمتگزارى به ما مرحمت كن ! » پيامبر ( ص ) فرمود : « به خدا سوگند كه خدمتگزارى به شما نخواهم داد در حالى كه اصحاب صفّه « 2 » را با شكم گرسنه ترك كنم ، بلكه اسيران را مىفروشم و بهاى آنها را به ايشان صرف مىكنم ، سپس فرمود : شما ده مرتبه الحمد للّه و . . . بگوييد » . ( 3 ) ابن سعد در « طبقات » به نقل از على بن محمد و او از حباب بن موسى عبيدى از جعفر بن محمد ، از قول پدرش و از جدّش نقل كرده است كه فرمود : « ما شبى بدون شام خوابيديم و همچنين صبح ، صبحانه نداشتيم ، از خانه بيرون شدم در جستجوى چيزى تا بدان وسيله گوشتى بخرم تا اين كه چيزى فراهم كردم و گوشتى خريدم و آن را نزد فاطمه ( ع )

--> ( 1 ) اى خدايى كه پروردگار آسمانهاى هفتگانه و زمينهاى هفتگانه و پروردگار عرش عظيمى ، پروردگار ما ! رحمت تو همه چيز را فرا گرفته است . ( 2 ) كسانى بودند از مهاجران كه به دليل نداشتن خانه در كنار مسجد پيامبر ( روى سكوى مسجد ) به سر مىبردند - م .