سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
406
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
« بدان كه من تو را با محبوبترين و عزيزترين فرد خاندانم تزويج كردم » سپس بيرون شد و به على فرمود : « همسرت را درياب » و همواره براى ما دعا مىكرد تا وارد حجره شد و از پشت در سياهيى را مشاهده كرد ، فرمود : « اين كيست ؟ » اسماء عرض كرد : اسماء بنت عميس هستم ، فرمود : آيا با دختر رسول خدا ( ص ) به احترام رسول خدا ( ص ) آمدهايد ؟ » عرض كرد : آرى ، پيامبر ( ص ) براى اسماء نيز دعا كرد . و در روايتى آمده است كه رسول خدا ( ص ) فاطمه را با قطيفهاى به خانهء على ( ع ) فرستاد . ( 1 ) ابن سعد در « طبقات » نقل كرده است كه رسول خدا ( ص ) وقتى كه به خانهء فاطمه رفت در زد و گفت : « برادرم كجاست ؟ » ام ايمن آمد و عرض كرد : يا رسول اللّه : چگونه على برادر شماست كه دخترتان را به او تزويج كردهايد ؟ فرمود : « آرى او برادر من است ! » سپس بر آنها وارد شد و بر ايشان دعا كرد و حفظ آنها را ( از خدا ) خواست . ابن سعد مىگويد : رسول خدا ( ص ) از آن جهت اين كار را كرد كه يهوديان مرد ( داماد ) را از خانوادهاش جدا مىكردند . ( 2 ) در روايتى آمده است كه رسول خدا ( ص ) جهيزيّهء فاطمه را يك مشك پوستى و بالشى از پوست كه داخلش ليف خرما بود و پوست گوسفندى كه شبها روى آن مىخوابيدند و روزها شتر آبكش خود را روى آن علف مىدادند و دستاس و كوزهاى قرار داد . ( 3 ) ابن سعد مىگويد : وقتى كه على ( ع ) فاطمه ( ع ) را خواستگارى كرد ، رسول خدا ( ص ) نزديك سراپردهء فاطمه رفت و فرمود : « على ( ع ) خواستگار فاطمه است » فاطمه سكوت كرد و پيامبر ( ص ) او را به على ( ع ) تزويج كرد . ( 4 ) ( مؤلّف ) مىگويد : اين نوع خواستگارى در مورد هر دوشيزهاى به صورت يك اصل درآمد ، از نظر ابو حنيفه از وى نظرخواهى مىكنند ؛ چه پدر داشته باشد يا غير پدر و مىتواند اصلا اجازه ندهد ، و از نظر شافعى و احمد به دليلى كه در جاى خودش روشن شد ، دختر مخيّر است ( در صورت سكوت ، عقد را قبول كند يا نكند ) . ( 5 ) در روايتى آمده است : وقتى كه على ( ع ) فاطمه را خواستگارى كرد نزد انصار رفت پرسيدند : پيامبر ( ص ) چه پاسخى داد ؟ گفت : پيامبر فرمود : « مرحبا خوش آمدى ! » انصار به وى گفتند : بشارت باد تو را كه پيامبر به تو خوش آمد گفته است .