سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

399

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

كاروان وى راهى شام شد ، غلام خديجه در بين راه عجايبى را از او مشاهده كرد از جمله ديد كه ابرى بر او سايه مىافكند و چون وارد مكه شد خديجه ديد كه ابرى روى سر وى سايه افكنده است و ميسره آنچه را كه ديده بود براى خديجه نقل كرد از اين رو خديجه پس از دو روز « 1 » از مراجعت از شام ، با وى ازدواج كرد ، خديجه را پدرش و به قولى برادرش عمر بن خويلد و به قولى عمويش عمرو به ازدواج پيامبر در آورد در حالى كه چهل سال داشت ، و اين قول صحيح‌تر است چون وى پانزده سال قبل از عام الفيل به دنيا آمده بود . و قول صحيح‌تر آن كه عمرو او را به شوهر داد . واقدى مىگويد : پدر خديجه پيش از « فجّار » اوّل از دنيا رفت . ( 1 ) خطبهء نكاح و عقد خديجه مورّخان مىگويند : در مجلس عقد ، ابو طالب و بزرگان بنى هاشم و اشراف و عموهاى رسول خدا ( ص ) حضور داشتند ، ابو طالب خطبه خواند و گفت : سپاس خداى را كه ما را از ذرّيهء ابراهيم و نسل اسماعيل و از شعاع معد و پيكر مضر قرار داد و ما را نگهبانان خانه و مديران حرم خويش ساخت و براى ما خانه‌اى مطلوب و زيارتگاه و حرمى امن مقرر فرمود و ما را فرمانروايان مردم كرد ، بارى اين برادرزاده‌ام محمد بن عبد اللّه است كه هيچ مرد ممتازى به پاى او نمىرسد هر چند كه از نظر ثروت كم ثروت است . و ثروت سايه‌اى است فانى و امرى است زايل ، و محمد كسى است كه شما فضيلت ، نسب و خويشاوندى و صداقت و امانتش را مىدانيد او از خديجه بنت خويلد خواستگارى كرده و صداقى را كه به صورت نقد و مدت‌دار از مال من بذل نموده ، مبلغش اين قدر و آن قدر است و به خدا سوگند كه در آينده او را مقامى و الا و مرتبه‌اى با شكوه است . ( 2 ) و به قولى مهريّه خديجه را بيست شتر جوان و ده اوقيه ( يك دوازدهم رطل ) مس و يك غلام و يك كنيز قرار داد .

--> ( 1 ) در نسخه‌اى آمده است : پس از دو ماه .