سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

391

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) بخشى از سخنان محمد بن حنفيّه گروهى از اسماعيل بن احمد سمرقندى به نقل از عمرو بن عبيد اللّه بقّال از قول ابو الحسن ابن بشران ، از عثمان بن احمد دقاق و او از حنبل بن اسحاق از هارون بن معروف به نقل از عبد اللّه بن مبارك ، از حسين بن عمر فقيمى و او از منذر ثورى نقل كرده ، مىگويد : محمد بن حنفيّه بارها مىگفت : كسى كه خوشرفتار نباشد دانا نيست با كسى كه ناچار به معاشرت با اوست تا اين كه خداوند براى او گشايشى فراهم كند . اين سخن را ثورى نيز گفته است . ( 2 ) محمد ، مىگويد : هر كه براى خود حرمتى قائل باشد دنيا در نظرش خوار است ، اين را نيز ثورى گفته است . محمد ، گويد : خداوند بهشت را بهاى وجود شما قرار داده است پس به بهاى ديگرى آن را نفروشيد . و نيز مىگويد : هر چه شايستهء درگاه الهى نباشد ( هر كارى كه براى خدا نباشد ) از بين رفتنى است . ( 3 ) ابو نعيم در كتاب « حليه » از قول احمد بن محمد بن سنان و او از محمد بن اسحاق سراج ثقفى به نقل از عمر بن محمد بن حسن از قول پدرش و او از حماد بن سلمه از على بن زيد بن جدعان به نقل از على بن حسين ( ع ) مىگويد : « پادشاه روم به عبد الملك مروان نامهء تهديدآميزى نوشت و در آن نامه او را بيم داده و سوگند ياد كرده بود كه صد هزار سپاه از خشكى و صد هزار نيرو از راه دريا خواهد فرستاد ! اگر نه او بايد جزيه بدهد ! عبد الملك نامه‌اى به حجاج نوشت كه او در حجاز بود تا محمد بن حنفيّه را تهديد به قتل كند و پاسخ نامه را بدهد و عبد الملك از نامهء پادشاه روم بشدّت بيمناك شده بود ! همين كه نامهء وى به حجاج رسيد ، نامه‌اى به محمد نوشت كه در آن نامه وى را تهديد كرده بود ، محمد در پاسخ وى نوشت : بارى خدا را در هر روزى سيصد و شصت نظر به مخلوق است و من اميدوارم كه نظرى به سوى من كند كه تو را از من بازدارد ! حجاج همان پاسخ را به عبد الملك نوشت : و عبد الملك آن را در پاسخ پادشاه روم فرستاد ، پادشاه روم به عبد الملك نوشت : تو را چه به اين سخن ؟ ! اين سخن از تو و خاندان تو نيست بلكه از خاندان نبوّت است . ( 4 ) به روايتى وقتى كه حجّاج به عنوان والى به حجاز آمد ، محمد بن حنفيّه به عبد الملك