سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
377
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
پناهنده شد سليمان گفت : وقتى كه او را كشتيم به سوى قاتلان حسين ( ع ) برمىگرديم ، آنگاه سليمان با همراهانش با نام توّابين حركت كردند و همچنان رفتند تا به عينورده - در ناحيهء خابور نزديك به منطقه قرقيسيا - رسيدند در آنجا با عبيد اللّه بن زياد و سپاهيان شام كه مروان بن حكم با وى گسيل داشته بود ، برخورد كردند ، چند روزى جنگيدند ، آنها چهار هزار و همراه ابن زياد سى هزار بودند ، تا اين كه روزى با هم روبرو شدند كه اين برخورد ، ابتداى روز به سود سليمان و آخر روز به زيان او بود و بعضى گفتهاند ابن زياد آن روز نبود بلكه جلو سپاه حصين بن نمير بود ، سپس سليمان كشته شد و اين رويداد در ماه رجب بود و مروان بن حكم در رمضان هلاك شد . ( 1 ) ابن جرير مىگويد : ابن زياد وقتى كه از جنگ توّابين فارغ شد خبر مرگ مروان به بيمارى طاعون به وى رسيد و حركت كرد تا به جزيره رسيد . ( 2 ) بعضى گفتهاند : اين رويداد در شام در محل عينورده از نواحى بعلبك اتفاق افتاد ولى قول اوّل صحيحتر است كه ابن سعد و ديگران آن را نقل كردهاند ، آنگاه باقيمانده توّابين به عراق برگشتند و مختار بن ابى عبيده قيام كرد و كمكها از بصره ، مداين و ديگر شهرها آمد و همراه او ابراهيم بن مالك اشتر نخعى نيز قيام كرد و شيعيان به همراه او با شعار « يا لثارات الحسين » قيام كردند . ( 3 ) سليمان بن صرد خزاعى ابن سعد مىگويد : وى از طبقهء سوم مهاجران و كنيهاش ابو مطرف ، صحابى رسول خدا بوده ، نام وى يسار بود ، رسول خدا ( ص ) نام او را سليمان نهاد ، وى سن بالايى داشت و در بين قوم و قبيلهاش محترم بود ، همين كه رسول خدا ( ص ) از دنيا رفت او به كوفه رفت و ساكن كوفه شد و با على ( ع ) در جنگ جمل و صفين حضور داشت و از جمله كسانى بود كه به حسين ( ع ) نامه نوشته بودند به كوفه بيايد جز اين كه او از ترس ابن زياد با حسين ( ع ) هم رزم نشد و پس از شهادت حسين ( ع ) پيش افتاد و مردم را جمع كرد و در عينورده از نواحى قرقيسيا با شاميان به سركردگى حصين بن نمير ، روبهرو شدند و جنگيدند ، سليمان از مركبش پياده شد حصين بن نمير او را هدف تير قرار داد و كشت و او روى زمين افتاد