سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

373

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

نماز بخوانم و خود براى ضرورتى از شهر خارج شد ، ترسيدند جنازه دگرگون شود از اين رو ، سى دينار كافور براى آن خريدند سپس شيبة بن نصاح مأموريت يافت و بر او نماز گزارد . ( 1 ) اما غير از ابن سعد ، ديگر مورّخان مىگويند : وى در همان سال در مكه از دنيا رفت و خواهر پدريش ؛ فاطمه بنت الحسين نيز همان سال از دنيا رفت كه مادر وى امّ اسحاق دختر طلحة بن عبيد اللّه بود ، او با پسر عمويش حسن بن حسن بن على ( ع ) ازدواج كرد و از او عبد اللّه ، ابراهيم ، حسن و زينب را به دنيا آورد ، و بعد از فوت حسن بن حسن ، با عبد اللّه بن عمرو بن عثمان تزويج كرد ، و اين تزويج به دستور خود اين بانو توسط پسرش عبد اللّه بن حسن بن حسن فراهم شد و از عبد اللّه بن عمرو ، محمد ديباج را به دنيا آورد كه شرح حال او را گفتيم ، و همين فاطمه بود كه عبد الرّحمن ابن قيس فهرى فرماندار مدينه از او خواستگارى كرد و او نپذيرفت از اين رو وى در صدد آزار و اذيت او بر آمد و بر او سخت گرفت و او بر يزيد بن عبد الملك شكايت برد و اين امر بر يزيد دشوار آمد و خشمگين شد و گفت : كار عبد الرحمن به جايى رسيده است كه مزاحم دختران رسول خدا مىشود ! چه كسى به من خبر مرگ او را مىرساند در حالى كه من در همين بسترم ؟ سپس كسى را فرستاد تا او را در لباس پشمينه داخل مدينه گرداند و بعد او را از كار بر كنار كرد و اموالش را مصادره نمود و او با تنگدستى از دنيا رفت ، وفات فاطمه در مدينه اتّفاق افتاد ، توفيق راستى به دست خداست . ( 2 ) مجازات قاتلان حسين عليه السلام و انتقام از ستمگران زهرى مىگويد : هيچ يك از ايشان نماند مگر اين كه در همين دنيا ؛ به كشته شدن ، يا با كور گشتن و يا با روسياهى و يا از بين رفتن قدرتشان در اندك مدّتى مجازات شدند . ( 3 ) جدّم ابو الفرج در كتاب « منتظم » از ابن عبّاس نقل كرده ، مىگويد : خداوند به محمد ( ص ) وحى كرد كه من به خاطر يحيى بن زكريا هفتاد هزار نفر را نابود كردم و به خاطر پسر فاطمه دو هفتاد هزار ( صد و چهل هزار ) را - به روايتى به خاطر پسر دختر تو - نابود مىسازم . ( 4 ) ( مؤلف ) مىگويم : جدّم اين حديث را در ضمن احاديث ساختگى نقل كرده است ، در حالى كه او از فرّاء اين حديث را از قول خطيب به اسناد خود تا ابن عبّاس روايت كرده است !