سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
370
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
( 1 ) زهرى مىگويد : على بن حسين ( ع ) نسبت به مادرش نيكى مىكرد هرگز در يك كاسه با مادرش غذا نخورد ، از او در اين باره پرسيدند ، گفت : « بيم آن را دارم كه دستم را به آن قسمتى دراز كنم كه چشم مادرم به همان بوده و در نتيجه عاق او شوم ! » . ( 2 ) حسين ( ع ) پسر ديگرى به نام جعفر داشت كه فرزندى از او نماند و مادر وى سلافه قضاعيه بود . و فرزند ديگرش ، فاطمه كه مادرش ام اسحاق دختر طلحة بن عبيد اللّه بود . و عبد اللّه با پدرش در كربلا كشته شد . و سكينه ، كه مادرش رباب دختر امرئ القيس بود و ما قبلا توضيح داديم . و محمد كه با پدرش كشته شد . ( 3 ) اما فاطمه دختر حسين ( ع ) كه نزد حسن بن حسن بن على ( ع ) بود و بعد با عبد اللّه بن عمر بن عثمان بن عفان ازدواج كرد و محمد ديباج از او متولد شد و ما شرح حال او را بيان كرديم . ( 4 ) اما سكينه ، ابتدا با مصعب بن زبير ازدواج كرد چون مصعب هلاك شد ، پس از او با عبد اللّه بن عثمان بن عبد اللّه بن حكيم بن حزام ازدواج كرد و از او فرزندى به نام عثمان به دنيا آمد كه به او قرير مىگفتند سپس با اصبغ بن عبد العزيز بن مروان برادر عمر بن عبد العزيز ازدواج كرد و پيش از زفاف از او جدا شد و در زمان هشام بن عبد الملك از دنيا رفت ، وى داراى سيرهء نيك و بخشش زياد و عقل كامل بود . اينها كه نقل كرديم ، قول ابن قتيبه بود . ( 5 ) اما ديگران مىگويند : نامش آمنه و به قولى اميمه بود و نخستين كسى كه با او ازدواج كرد مصعب بن زبير بود كه اين ازدواج به اجبار صورت گرفت و او نخستين همسر او بود چون مصعب كشته شد و فاطمه را از او به دنيا آورد . سكينه در جمال ، ادب ، ظرافت و سخاوت مقام والايى داشت . اديبان ، شاعران و فاضلان به خانه او پناه مىآوردند و هر كسى را به قدر مقامش جايزه مىداد ، مصعب بن زبير مهريه او را ششصد هزار دينار قرار داد و چون عبد الملك بن مروان مصعب بن زبير را كشت ، از او خواستگارى كرد ، گفت : آيا پس از قتل ابن زبير ؟ ! نه به خدا قسم هرگز چنين چيزى نخواهد شد . ( 6 ) هشام بن محمد مىگويد : جمعى از شاعران بر در خانه او جمع شده بودند تا بين آنها