سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

366

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

( 1 ) مىگويد : وقتى كه وحشى قاتل حمزه ، اسلام آورد ، رسول خدا ( ص ) فرمود : « خودت را از من دور كن تا من تو را نبينم كه من قاتلان عزيزانم را دوست ندارم ( ببينم ) » مىگويد : با اين كه اسلام پيشينه را محو مىكند ، بنا بر اين رسول خدا ( ص ) چگونه مىتواند ببيند كسى را كه حسين را سر بريده و دستور كشتن او را داده و خاندان او را روى شتران شهر به شهر برده است ؟ ! ( 2 ) ابن سيرين مىگويد : پانصد سال پيش از مبعث پيامبر ( ص ) سنگى پيدا شد كه به زبان سريانى نوشته شده بود ، به عربى ترجمه كردند به اين شرح : أ ترجو امّة قتلت حسينا * شفاعة جدّه يوم الحساب « 1 » سليمان بن يسار مىگويد : سنگى را يافتند كه در آن نوشته بود : لا بد ان ترد القيامة فاطم * و قميصها بدم الحسين ملطّخ ويل لمن شفاؤه خصمائه * و الصّور فى يوم القيامة ينفخ « 2 » ( 3 ) داستان عبد اللّه عمر احمد در مسند به نقل از ابو نصر و او از مهدى از قول محمد بن ابى يعقوب از ابن ابى نعيم نقل كرده ، مىگويد : مردى نزد ابن عمر آمد و من نزد او نشسته بودم راجع به خون پشه مىپرسيد كه اگر در لباس باشد پاك است يا نجس ؟ ابن عمر از او پرسيد : اهل كجايى ؟ گفت : از مردم عراقم ! گفت : به اين مرد نگاه كنيد از من دربارهء خون پشه مىپرسد در حالى كه آنان پسر دختر رسول خدا ( ص ) را كشتند كه من خود از پيامبر شنيدم مىفرمود : « اين دو - حسنين - دو گل خوشبوى من در دنيا هستند » . اين حديث را تنها بخارى نقل كرده است . ( 4 ) نامه‌اى كه يزيد بن معاويه به ابن عبّاس نوشت واقدى ، هشام ، ابن اسحاق و ديگران نقل كرده‌اند : وقتى كه حسين ( ع ) كشته شد

--> ( 1 ) آيا امتى كه حسين ( ع ) را كشتند ، در روز جزا به شفاعت جدّش اميدوارند ؟ ! ( 2 ) ناگزير فاطمه ( ع ) وارد صحنهء محشر مىشود در حالى كه پيراهنش به خون حسين آغشته است . واى بر حال كسى كه شفيعانش دشمنان او باشند در حالى كه روز قيامت بر صور دميده مىشود !