سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
13
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
براى تو و دودمانت باشد هرآينه در محضر تو بدان اقرار مىكردم . به خاطر اين كه من تو را خيرخواه خود مىبينم « 1 » . ( 1 ) ابن سعد نيز همين را نقل كرده و از قول واقدى مىگويد : ابو طالب به هنگام وفاتش قريش را دعوت كرد و گفت : شما تا وقتى كه به سخنان برادرزادهام ، محمد گوش فرا دهيد و مادامىكه از فرمان او سرپيچى نكنيد در خير و نيكى خواهيد بود بنابراين از او پيروى كنيد و او را يارى نماييد تا شما را راهنمايى كند . رسول خدا فرمود : عمو جان شما به اين مردم دستور مىدهيد ولى خودتان عمل نمىكنيد ! « 2 » ابو طالب گفت : پسر برادر ! اگر شما در وقت تندرستيم از من مىخواستى كه كلمهء ( شهادتين ) را بگويم بر آنچه مىگفتى اطاعت مىكردم ولى من دوست ندارم كه بگويند وقت مردن بىتابى كرد و مرد . ( 2 ) ابن سعد با همان سندهايى كه گذشت از قول واقدى نقل مىكند كه على ( ع ) فرمود : وقتى كه ابو طالب از دنيا رفت ، به رسول خدا ( ص ) خبر دادم ، گريهء زيادى كرد سپس فرمود : برو غسلش بده و كفن كن و به خاك بسپار ، خداوند او را بيامرزد و رحمتش كند ، عبّاس عرض كرد : يا رسول اللّه آيا شما دربارهء او اميد مغفرت داريد ؟ فرمود : آرى و اللّه البته كه من اميدوارم . و پيامبر ( ص ) چندين روز براى ابو طالب از خانهاش بيرون نيامد و براى او طلب مغفرت مىكرد . ( 3 ) واقدى از قول ابن عبّاس نقل مىكند وقتى كه پيامبر ( ص ) از جنازهء ابو طالب دور مىشد ( خطاب به ابو طالب ) فرمود : اى عمو خدا به تو جزاى خير بدهد كه صلهء رحم به جا آوردى ! ( 4 ) ابن سعد نيز از هشام بن عروه نقل كرده است تا زمان حيات ابو طالب از اذيت و آزار رسول خدا خوددارى مىكردند . ( 5 ) سدى مىگويد ابو طالب در زمان وفاتش هشتاد و چند سال داشت و در حجون كنار قبر پدرش عبد المطّلب دفن شد و على ( ع ) در مرثيهء پدر اين اشعار را سرود :
--> ( 1 - 2 ) راجع به نادرستى شك و ترديد در ايمان جناب ابو طالب به كتاب ( ابو طالب مؤمن قريش ) و فروغ ابديت ج 1 ، ص 287 - 304 مراجعه كنيد ، مؤلّف فروغ ابديت ، در پايان اين بحث مىنويسد : « علماى اماميه به پيروى از اهل بيت ( ع ) همگى اتّفاق دارند كه ابو طالب يكى از افراد برجستهء اسلام بوده و روزى كه جان از بدنش خارج گرديد ، دلى مالامال از ايمان و اخلاص به اسلام و مسلمانان داشت و در اين باره كتابها و رسالههاى زيادى نوشتهاند » - م .