سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
357
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
آيا چنين كارى را كردهاند ، خداوند خانهها و قبرهاى آنها را پر از آتش كند و بعد آن قدر گريه كرد تا بيهوش شد . ( 1 ) ابن سعد نقل كرده است كه ام سلمه گفت : خداوند مردم عراق را لعنت كند ! ( 2 ) زهرى مىگويد : چون خبر كشته شدن حسين ( ع ) را به حسن بصرى دادند ، به قدرى گريه كرد كه دو طرف گيجگاهش تكان مىخورد سپس گفت : خدا ذليل كند امتى را كه پسر دختر پيامبرشان را كشتند به خدا سوگند كه سر حسين را به پيكرش بازمىگردانند و بعد جدّش و پدرش از پسر مرجانه انتقام او را مىگيرند . ( 3 ) زهرى مىگويد : وقتى كه خبر شهادت حسين ( ع ) به ربيع بن خيثم رسيد ، گريه كرد و گفت : براستى كه آنها جوانانى را كشتند كه هرگاه رسول خدا ( ص ) آنها را مىديد ، دوست داشت آنها را و به دست خود آنها را غذا مىداد و روى زانويش مىنشاند . ( 4 ) ابن سعد نيز آن را نقل كرده و زهرى از حسن بصرى روايت كرده است كه وى گفت : نخستين مصيبتى كه بر عرب وارد شد ، ادّعاى ( برادرى ) معاويه با زياد بن أبيه و كشتن حسين ( ع ) بود . ( 5 ) عامر شعبى مىگويد : وقتى كه خبر شهادت حسين ( ع ) به عبد اللّه بن زبير رسيد در مكه خطبهاى ايراد كرد و گفت : بدانيد كه مردم عراق گروهى فريبكار و فاجرند ، بدانيد كه مردم كوفه بدترين مردم عراقند ؛ آنها حسين ( ع ) را دعوت كردند تا او را سرپرست خود سازند و او به امور ايشان رسيدگى كند و آنها را در برابر دشمنانشان يارى كند و آثار اسلام را برگرداند ولى همين كه نزد ايشان رفت بر او شوريدند تا او را كشتند و به او گفتند اگر دست در دست ابن زياد تبهكار ملعون نگذارى كه هر تصميمى خواست درباره تو بگيرد ( تو را مىكشيم ) اين بود كه او مرگ با عزّت را بر زندگى ننگين ترجيح داد ، پس خدا بيامرزد حسين ( ع ) را و قاتلش را خوار و ذليل كند و خدا لعنت كند هر كه را كه به او چنين دستورى را داده و بدان راضى شده است ، آيا پس از آنچه بر ابى عبد اللّه گذشته است كسى به اينها اطمينان مىكند ؟ و يا كسى پيمان اين فاجران حيلهگر را قبول مىكند ؟ بدانيد كه به خدا سوگند او ( حسين ( ع ) ) روزها روزهدار و شبها نمازگزار بود و در بين آن مردم از فاجر پسر فاجر شايستهتر بود ، به خدا قسم كه نمىخواست ساز و آواز را جاى قرآن و آوازخوانى را جاى گريه از ترس خدا