سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

356

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

در مورد عمر آن حضرت نيز چند قول است : 1 - واقدى مىگويد : پنجاه و شش سال ، زيرا وى سال چهارم هجرى به دنيا آمده است . 2 - قول سدى : پنجاه و پنج سال . 3 - پنجاه و هشت سال . ( 1 ) شترانى كه حامل سرها و اسيران بودند افراد زيادى از عبد الوهاب بن مبارك به نقل از ابو الحسين بن عبد الجبار و او از حسين ابن على طناجيرى از قول عمر بن احمد بن شاهين از احمد بن عبد اللّه بن سالم و او از على بن سهل به نقل از خالد بن خداش و او از حماد بن زيد از ابن مرّة ابو الوصين مروان بن وصيت نقل كرده ، مىگويد : آن شترانى را كه سر حسين و يارانش را با آنها حمل كردند ، وقتى كه سر بريدند كسى نتوانست گوشت آنها را بخورد چون از زهر تلختر بود . ( 2 ) واقدى مىگويد : وقتى كه سر حسين و اسيران به مدينه رسيدند ، كسى در مدينه نماند همگى بيرون آمدند و با صداى بلند گريه مىكردند و زينب دختر عقيل بن ابى طالب بيرون آمد ، صورتش باز و مو پريشان فرياد مىزد وا حسيناه وا اخوتاه وا اهلاه وا محمداه ! سپس گفت : ما ذا تقولون اذ قال النّبى لكم * ما ذا فعلتم و انتم آخر الأمم باهل بيتى و اولادى أ ما لكم * عهد اما انتم توفون بالذّمم ذريّتى و بنو عمّى بمضيعة * منهم اسارى و قتلى فترجو بدم ما كان هذا جزائى اذ نصحت لكم * ان تخلفونى بسوء فى ذوى رحمى « 1 » ( 3 ) سخنان ام سلمه ، حسن بصرى ، ربيع بن خيثم و ديگران دربارهء حسين عليه السلام ابن سعد از ام سلمه نقل كرده است : وقتى كه خبر شهادت حسين ( ع ) را شنيد ، گفت :

--> ( 1 ) چه جواب پيامبر را مىدهيد وقتى كه از شما بپرسد شما امت آخر الزمان با اهل و اولاد من چه كرديد ؟ آيا شما عهد و پيمان نداريد ؟ آيا وفاى به عهد نداريد ؟ اولاد و عموزادگان من در مركز تلف و محلّ تباهى ، بعضى از آنها اسير و برخى كشتگان آغشته به خون شدند ! اين پاداش من نبود كه خيرخواه شما بودم ، پس از من با بستگان و خويشانم چنين بدرفتار كنيد !